بلوچستان
موسیقی= شعر= طبیعت =و مردم عزیز بلوچستان


نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 1:34 بعد از ظهر روز 3 Jul 2014

عکس ازپناهگاه زیبای صبح) sobah)

این پناهگاه ازنظر وسعت وامکانات درخاورمیانه همتاندارد .اگرفازدوم آن راه اندازی شود گنجایش آن حداقل ده برابر میشود.ضمنااززحمات بچه های صداوسیما وعاشق کوه جناب محمدنوری وعلی سرگزی که در راه اندازی این مقر زحمات بسیاری متحل شدند لازم است تقدیر شود.





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 2:14 بعد از ظهر روز 15 Apr 2014






نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 1:44 بعد از ظهر روز 27 Jan 2014

زلزله ۵ ریشتری سیستان  وبلوچستان  بهمن ۱۳۹۲ 

سخنگوی سازمان امداد و نجات گفت: زمین لرزه ۴٫۹ ریشتری منطقه سرجنگل در سیستان و بلوچستان خسارت جانی و مالی نداشت.

حسین درخشان در گفتگو با مهر با اشاره به وقوع زلزله ۴٫۹ ریشتری در ۲۵ کیلومتری سرجنگل استان سیستان و بلوچستان اظهار داشت: این زمین لرزه ساعت ۶:۱۶ صبح امروز در عمق ۷٫۶ کیلومتری رخ داده است  که دو پیش لرزه به قدرت ۳٫۷ ریشتر نیز به ثبت رسیده است.

وی کانون اصلی زلزله را بخش کورین زاهدان اعلام کرد و افزود: دو تیم ارزیاب بلافاصله پس از وقوع  زمین لرزه به ۱۰ روستای منطقه اعزام شدند که پس از ارزیابی ها مشخص شد این زمین لرزه هیچگونه صدمات و خسارات جانی و مالی نداشته است.

به گفته سخنگوی سازمان امداد و نجات هلال احمر تیم های امدادی این منطقه در حالت آماده باش قرار دارند.


برچسب‌ها: زلزله کورین بلوچستان



نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 7:7 قبل از ظهر روز 19 Dec 2013

این کلیپ جدای از حاشیه هاوشباهت آن با کلیپ اوباما قابل مکث است  امابه هرجهت کاری انجام شده که ازنظر فرم ونوآوری نکات قابل مکثی دارد حضور سمبلهایی از ارزشهای موجد و حضور یک جوان بلوچ ودکلمه بازبان بلوچی این کلیپ رابرای مخاطبان این تارنما جذاب تر نموده است. شمامیتوانیداین کلیپ را  از آدرس زیر دانلود فرمایید. 


       http://anarpress.ir/arts-and-culture/9322/1392/09/06






نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:41 بعد از ظهر روز 24 Nov 2013

تاچهارصبح بیدار ماندن وچشم دوختن به مذاکرات نقداهیچ چیزی جزفرسایش اعصاب ؛ برای ما نداشت.

امابارقه امیدی بود برای مردمی که درپیچه دادن وندادن یارانه ها گرفتار عسر وحرج بودند همانهایی که فقر ونداری اشان قلبمان رامیفشارد.خداوند براین ملت مظلوم رحم کند.

پس ماخوشحالی و تلاشهای پدرخانم هموطن ایرانی مان جان کری* را ارج میگذاریم وازخانم اشتون نیز تشکر میکنیم.

وگل سرسبد اهالی رسانه های مجازی جوادظریف و حتمن آلن ایر، سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه آمریکا

که باحضورشان در این مدت حس نوعدوستی و انسانیت رادر میان دیگرکارگزاران به نمایش گذاشتند.

آلن ایر درجواب کسری ناجی خبرنگار بی بی سی که از نتیجه محدود مذاکرات سوال میکرد گفت :مگر خومی رنگ رزی است که زوود جواب بگیریم.!!

 محل های وزیر خارجه فرانسه رابه وزیر محترم کشورمان درجلسه مصافحه نادیده میگیریم وبرای دوستی بیشتر ملتها دعامیکنیم چراکه آسایش این مردم درگرو - صلح وهمزیستی ملل ودول میباشد.اکرچه درهنگان عکس دونفره با ظریف لبخندش رو نشون داد.

*گویادامادآقای جان کری ایرانی میباشد.





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:24 بعد از ظهر روز 24 Nov 2013

تاگوساله گاوشود دل مادر آب شود.

بالاخره توافق باکشورهای 1+5حاصل شد این مهم ازآن جهت اهمیت دارد که ده سال این انتظار به درازا کشید

جزئییات خبررارسانه های کشور وخارج ازکشور به اندازه کافی اطلاع رسانی خواهند نمود.

آنچه که مابنویسیم فقط جنبه یادبود وثبت درتارنما بیشر نیست.به هرشکل پس ازده سال!!.....10....سال

این مسئله به درازای فقرمردم ماافزود.شایدلمس این واقعیت برای کسانی که به قول شکسپیر غرورتنهانعمت خداوندبرای آنان است ساده باشد اماشک دارم دولتمردان مااندکی از آن راحس کرده باشند.   کاش میشد ازکارمندی نوشت که بخاطر بدهی اش رانتوانسته بود پرداخت کند ودرمحل کارش بیهوش شده بود.کاش میشددرد پدری راکه فرزند ش به خاطرسی هزارتومان ازدرسی و کلاسی افتاده بود لمس کردویااعاده اشض نمود به بی دردی. وکاش میشد حس همنوعی رابرزبان آورد که بدلیل لمس این دردهاتاصبح دردماهیچه قلبش اورابیدار نگه میداشت وکاش میشد عرق شرم کسی راکه به دلیل عدم توانایی بکمک به همنوعانش فهمید. وکاش میشد و تحمل داشت تااندکی ازجورزمانه بردوش قشرهای کم درآمد وغیرشاغل نوشت کاش میشد فهمیدنداشتن  پول برای خریدیک دانه نان برای این خانواده یعنی چه...وکاش میشدبعدازلمس این مشقات کاری کرد.

اما به هر حال پس ازده سال عزیزان اهل دولت تدبیر وامید توانستندبارقه امیدی بردل ؛چشم ودیدگان این مردم زنده کنند واین قابل تقدیر است. راست میگفت آنکه میگفت:ان الله یامربالعدل وایتاء ذوالقربی ....






نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:54 بعد از ظهر روز 23 Nov 2013

ازآنچه که ازرایزنی هاوتدبیرهای وزارت کشور وشخص همکارسابقم رحمانی فضلی برون آمد انتخاب یکی از اعضای اسبق حزب مشارکت برای پست استانداری سیستان وبلوچستان بود.گرچه ماههابود که زمزمه هایی ازناتوانی استاندار اسبق جناب نارویی درمدیریت استان،ازطرف مردم  ؛قاطبه روشنفکران ونماینده گان محترم استان شنیده میشد اماوزارت کشور از همه دلسوزان درخواست صبر برای انتخاب بهتر استانداران داشت.بعد ۰۰۱ روز موعود بالاخره این اتفاق افتاد.

ازکل آنچه که درپس ـ پرده اتفاق افتاده است کسی دقیقا مطلع نیست امامیشود حدس وگمانهایی را در بی خبری پشت پره مطرح نمود.

هاشمی

باتمام ضدیتی که برخی سایتهاهمچون رجانیوزبامولوی عبدالحمید دارد وطرح مسئله عدم تفاهم این بزرگوار با

استاندار تازه منصوب شده میشود به مثبت بودن ونزدیک بودن دیدگاه وشخصیت جناب هاشمی و مولوی  درباره اداره استان خوشبین بود.سوابق ایشان درفرمانداری کلان شهر تهران رابه فال نیک میگیریم.

ردصلاحیت ایشان برای شورای شهر تهران درزمان دولت مورداحترام رجانیوز نیز بیشتر حسن ظن مارا نسبت به استاندار جدیدمی افزاید .مقاومت دکترشهریاری در مقابل انتصاب این بزرگوار بیشتر وبیشتر به دلگرمی دوستداران توسعه استان درسایه امنیت وجد وجهد هاشمی می افزاید .ومورد مهمی که امید به اداره استان رابه نحو مطلوب تقویت مینماید عدم مقاومت دیگر نماینده گان محترم استان نسبت به انتصاب جناب آقای علی اوسط هاشمی میباشد.

تنها وتنها مسئله ای که وجود دارد عملکرد وزیر محترم کشور بعدازتوصیه های ایشان برای صبوری جهت انتخاب استانداران دولت تدبیر و امید است که جای سوال دارد و آن اینست که:

چراایشان آقای هاشمی رابعد ازعدم تمکین نماینده گان استان کرمانشاه به استانداری استان سیستان وبلوچستان منصوب نموده اند.به همین دلیل گمان براینست که انتخاب ایشان برای استان سیستان وبلوچستان فاقدبینش ژرفی نگری لازم بوده است ویک انتخاب ازقبل برنامه ریزی شده نبوده است.

لازم است به عرض خواننده گان این مطلب برسانم بنده طبق یادداشتهای این تارنماسالهاست نسبت به اداره امور استان به دست طیف هایی نظیر دکتر شهریاری بدبین بودم وکمتربامطلبی تارنمای موجودرابروزرسانی مینمودم  اماباورود دولت تدبیر به معرکه اندک امیدی به آینده استان و همچنین کشور عزیزم ایران سربلند دروجودم یافته ام که به نگارش این اندک مشتاق شدم .

                                                         شه بخش۲-۹-۹۲





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 8:10 قبل از ظهر روز 17 Apr 2013

درسراوان زلزله ای به شدت بسیار بالا و کم سابقه به وقوع پیوست سرائانوباردیگر توجه مردم ومسئولین رابه این منطقه جلب نموددر کناراین بذل توجه مسئولین مردم همچون ضرب المثل بلوچی "دروگ بر دروگ بری کیاس گر کیاس کنت"

نظاره کردند.اولین خبرهااز زیرنویس شبکه خبر سیما آغاز شد واولین تماس با رئیس مرکز فوریتهای پزشکی استان در حدود یکساعت ونیم پس از زلزله به وسیله تلفن برقراشد ایشان در مصاحبه تلفنی گفتند همه چیز آرام است و نیازی به کمک سایر استانها ندارند.صرفنظر از نیاز یا عدم نیاز کمک های امدادی درآن ساعت و گستردگی وجودعشایر چنین اظهار نظری بسیار زود وعجولانه بود.

تلویزیون بی بی سی برخلاف معمول که ازساعت پنج عصر برنامه هایش را شروع میکرد از چهار عصر شروع به حک خبرزلزله سراوان به صورت فوری نمود وبرخلاف عرف ساعت چهاروسی وپنج خبرهاوتحلیل هایش راآغز نمود.

شبکه استانی هامون بدون درک صحیح ازنقش رسانه ورسم سنت شکنی درمواقع بحرانی به زیرنویسهای شبکه خبر به صورت تکرار زیرنویس درپایین صفحه بسنده نمود و سلانه سلانه درساعت خاص خبر همیشگی با یک لید به زلزله سراوان پرداخت و رفت سراغ کارخانه سیمان سیستان و اظهار نظر استاندار مبنی بر ضرورت صنعتی شدن استان....خدارا سپاس میگوییم  که ابعاد فاجعه محدود بود وگرنه توجیح اصحاب رسانه درمقایسه با رسانه های دیگر همپون اجزیره و دو سه کانال عربی دیگر بسیار ابتدایی و حتی سهل انگارانه بود.

از آنجا که نگارنده باحضور دردیگر شبکه های اجتماعی به این موضوع بسیار پرداختم به همین مقدار بسنده میکنم وتوجه بیشترمسئولین ومردم را به حفظ میراث تاریخی سراوان درخواست مینمایم . 





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 2:9 بعد از ظهر روز 1 Dec 2012

شاید پربیراه نباشد که بگوییم تمدن دیرینه بلوچستان به قول هرودت تاریخ نگار یونانی گدروزیا مورد بی مهری بسیار قرارقرارگرفته است واین بی مهری شامل ادوار مختلف تاریخ معاصر میباشد .

ازآنچه که در اطراف مان میگذرد که بگذریم ...به جیرفت وتپه کنارصندل و اقمار آن که بنگریم همه وهمه حکایت از حضورهنر بلوچی دارد .نمیشود جیرفت ونمایه های آن را بدون هنر بلوچ تصور نمود.

ازطرفی نمیتوان بسادگی حضورفرهنگی منوجان درفرهنگ آداب رسوم ومذهب بلوچستان را نادیده گرفت

منوجان جزیی از فرهنگ وادبیات بلوچستان را تشکیل میدهد.رفت وآمد (ها)داد وستد(ها)ی فرهنگی ِاجتماعی واقتصادی درتاریخ نانوشته و سینه به سینه بلوچستان با منوجان حاکی ازیکی بودن این پاره  پاره ها ی جدااز  هم بوده است .

امیدوارم مسئولانی که در تهران چشم رابراین واقعیتهابسته اند به خود بیایند وداستان حذف بلوچستان راکه از لحن اخبار سیما و صدا آغاز کرده اندپایان دهند ....قومیتهای ایرانی همچون پرچم سه رنگ -رنگهای اصلی این مرز وبوم یک پارچه اند .  





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 9:53 قبل از ظهر روز 5 Jun 2012

شعر آزاد بلوچی: هُدایانی هُدایی هَم نَه مانیت شاعر:عبدالسلام بزرگ زاده


منا چه شَپانی تَهاری
چَه هَلکانی گاری
چَه هَورانی هَکّل
چَه رُژن ءِ روژنایی
چَه هَارے تواران
چَه گوات ے لوَاران
چَما دژمن اِین دوست
چَه سیاه اِین پُٹ ءُ پوست
چَه ماه اِین دَپ ءُ دیم
چَه چَمّ ے بَزّین رِیم
چَه کوُلِنج اِین بَچّان
چَه صد گنَج اِین مَچّان
چَه سارت اِین کَلَّگ ءُ شهران
چَه مات اِین چِلَّگ ءُ گهُران
چَه پُردان ءُ چَه پادینک
چَه چُلدان ءُ چَه آدینک
چَما روچ که بِرَمشیت
چَما مَردان
که تَهروز ءُ تَمَرداَنت
چه دَردان شیر زالانی
که هر سالان ثَمر دَنت
هَما هَاوَند زمین ءُ آزمانی
مَنا سِتک اِنت اَبَد زُلم ءَ نَه مانیت
مَنا سِتک اِنت اَبَد زُلم ءَ نَه مانیت
هُدایانی هُدایی هَم نَه مانیت
مَنا سِتک اِنت همئ مُوت
که کئَیت روچ سیاهی ءَ رَوت
چِیا تو چَه وَت ءَ ؟
چو دُور دارے
بِزان که روشن اِین روچ
نور ءَ گُوارے
تُش ےِ صبر کَن
تُش ےِ آرام کَن ءُ نِند
تُش ےِ صبر کَن
تُش ےِ آرام کَن ءُ نِند
دِل ءَ جَم کَن
توجُهدےِ آسرءَ گِند
مَنا زانان که هِچ سیاه ءِ نه مانیت
هُدایانی هُدایی هَم نَه مانیت
هُدایانی هُدایی هَم نَه مانیت





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 1:7 بعد از ظهر روز 8 May 2012

امسال فصل بهار دربلوچستان ونواحی اطراف زاهدان باتمام بی مهری طبیعت مناطق بکر؛ آبادو

کشف نشده ای برای من داشت مناطقی که بسیاردیدنی بود باتمام  فرصت اندک در اطراف زاهدان

زیباییهایی دیدم که تاکنون ندیده بودم یا ازکنارش گذشته بودم ازآنجا که اکثراین مناطق به وسیله اهالی به طرز ماهرانه ای قرق شده بودوگروه چند نفره مان برای اولین بار در این ده سال به آنجارفته بودیم  من خود رامقید به ارائه اطلاعات اندک کرده ام.

جاهای دیدنی که شاید مردم مقیم زاهدان سالها از چندکیلومتری ان گذشته بودند وندیده بودند حیات وحش اندک امابکرآن.....ازگلهای معطر وحشی  معطری که بنده درجایی نظیرشان راندیده بودم.

ازلاک پشت های روبه انقراضی که بازهم در ارتفاعات !! وجود داشتندوآنهم به دلیل وجود بزهای سرگردانی که تنهاعلفهایی راکه قوت لایموت لاک پشت رادرپایین دست تاراج میکردند.

چشمه های آب گوارا وشاید درمانگر وپونه های ترد ، تازه ومعطر تا......فکر میکنم اگر بیشتر بنویسم دوستداران طبیعت از من برنجند. 

 





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:56 بعد از ظهر روز 8 May 2012

صبح سه شنبه ساعت 6 و 25 دقیقه بیست ونهم فروردین ماه  خدابخش هاشم زهی که برای نماز صبح از منزلش خارج می شد بیرون از منزل توسط دو نفر موتور سوار ترور شد. سرهنگ داود بدر آبادی، فرمانده ناحیه مقاومت سپاه شهرستان ریگان در گفتگو با مهر اظهارداشت: هاشم زهی یکی از بسیجیان فعال منطقه بود که در امنیت شهرستان و مناطق عشایری همکاری خوبی داشت خبر خبرگزاری مهر       

 





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:40 بعد از ظهر روز 3 Mar 2012

دوستان متفکران عزیزان  شاعران هنرمندان  سرزمین من سلام 

مدتی بود رمزعبور تارنمای پیش رو مفقود شده بود به هرجا ای میل فرستادم یا نفرستادند یا اگر فرستادند اینترنت اجازه گشودن ای میل را نمیدادامروز که خبرها را مرور کردم دیدم که ناصرکاشانی علیرغم(بااین املا مشکل دارم)گمانه زنی ها رای آورده واگرمشکلی پیش نیاید به مجلس راه خواهد یافت .باتوجه به شناختی که ازایشان دارم امیدوارم بتواند مسیر دستیابی به ایده الهای خودومردمش را پیداکند....از مهندس فروزش وباقر کردکه به هردلیل باعث ازرده شدن قاطبه مردم شدند هم تشکر میکنم درهرصورت رای نیاوردن فداحسین مالکی همانقدردورازذهن بود که تایید نشدن مهندس فروزش ودکترباقر کرد.لازم است ازسیاست وزین  - متفکرانه ودوراندیشانه ی رهبر مذهبی بلوچستان جناب مولانا عبدالحمید تشکر کنیم  .

دکترناصر کاشانی نوه ی رستم کاشانی وازبلوچهای بااصالت ودارای سابقه خوب خانوادگی -درخانواده ای اهل فرهنگ . نظم وانظباط پرورش یافته است .نگارنده وی  را انسانی وارسته .صبور. اینده نگر. باایده آلهای نیکو برای زاهدان ومردمش میدانم .اما آسیبهایی هم متوجه راه وایده آل های او میباشد که ترجیح میدهم درفرصتی دیگر به آنها بپردازم. 

ضمن تبریک برای دکترناصرکاشانی. موفقیت نامبرده دررا مسیر سخت وپرازمشکلات خواستارم.

ناصر کاشانی و گرگیچ اعضای ائتلافی زاهدان .ناصر نفر سمت راست

سمت راست ناصرکاشانی

 


برچسب‌ها: ناصرکاشانی مولوی انتخابات



نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 9:0 قبل از ظهر روز 9 May 2011

گویابرای اولین بارحجاج حج عمره اززاهدان با هواپیمای خطوط سعودی به جده برده میشدند واز اقبال خوب پدربنده جز کسانی بود که به حج عمره تشریف تشریف برده بودند.saudi airlines

کسانی که دراستانها ی دیگرزندگی میکنند ممکن است برای استقبال ازمسافرین یاحجاج به فرودگاههای شهر رفته باشند به صورت معمول حجاج به داخل پاویون منتقل شده وسپس برای گرفتن باخود منتظر میمانند همراهان نیزمیتوانند تارسیدن با کنار حاجی بمانند وبعد ازگرفتن بار حجاج را که به طور معمول مسن هستندکمک کنندتابارشان راازفرودگاه خارج وبه منزل ببرند.

اما  فرودگاه زاهدان گویی قوانین خاص خودرا دارد زیرا که نه تنها به همراهان حجاج اجازه ورود نمید هند بلکه حاجی باید خودش سیصد چهارصد کیلوبارش رانیز خودش باید پیدا حمل ونه تنها ازپاویون بلکه از محوطه حصارکشی شده -حدودا یکصد متری-بتنهایی خارج کند.حتی یکنفر باربر نیز وجود نداشت که بتواند به حجاج کمک کند....تصور نمیشودفضای امنیتی فرودگاه زاهدان راهیچ یک ازفرودگاههای استان داشته باشند  ...گویا نماینده مردم شریف زاهدان جز حجاج بوده است که ایشان حتمن از آن فضای امنیتی بی بهره نبودند.... 





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 8:21 قبل از ظهر روز 23 Apr 2011

ابتدا که اسم رستم میرلاشاری رادر افواه مردم شنیدم تصورم بر این بود که نامبرده جوانی پرشور باشد که باترانه هایی از نوع هیپ هاپ درپی نامی برای خود درسیل خواننده های وطنی خارج از کشور باشد

تااینکه آهنگی از نامرده در یوتیوب منتشرشدبه چند زبان(بلوچی -سوئدی-فارسی )بازهم چندان جدی نبود ...تااینکه نوروز امسال۱۳۹۰فرارسید وبه مناسبت سال نوی ایرانی تلویزیون بی بی سی دربرنامه کوک بااجرای بهزاد بلور به سراغ هنرمندان مختلف رفت  ...وقتی نوبت به معرفی گروه پرداخت متوجه نبودم تااینکه عبدالرحمن بلوچ(سوری زهی)استاد بنجو نواز دست به بنجو بردودرنمایی دیگرزنی باچهره ای اروپایی اماآرایش ولباس شبیه به زن بلوچ درصفحه تلویزیون نمایان شدوقتی تم آهنگ را شنیدم معلوم بود که برخلاف انتظارم آهنگ -یکی ازبهترین سروده های بلوچی دروصف بهاروطبیعت بود.

بهارکیتن پدادشت و درانی              رودان هر نیمگا پهل کوهسرانی

سپیدوسهورو وش بویین گل وپهل    توارا بال کارن بلبلانی

rostamرستم نفراول نشسته ازسمت راست

این آهنگ جدای از اینکه باچه ابزاری نواخته میشدشعری داشت که ترکیبی از لهجه های بلوچی -سرحدی ومکرانی-بود ولازم دیدم از رستم میرلاشاری بااین شعرواجرای هوشمندانه اش تشکر کنم و

به تمام عزیزان هنرمند چه درداخل وچه در خارج از کشور یادآوری کنم که این شیوه ی وحدت اقوام بلوچ را در هر جاومکانی ودر هرآفرینش هنری مدنظر قرار بدهند.





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:47 بعد از ظهر روز 6 Apr 2011

                                                                        مولوی عبدالحمید

تلویزیون های سراسری ایران و جهان درکنارپیامهای نوروزی که پخش میکردندبه پخش موسیقی اقوام نیز توجهی داشتندو درکنار رسانه های رنگارنگ رسانه ای نه چندان مشهورپیامی  ازمولوی عبدالحمیدامام جمعه اهل سنت ورئیس حوزه علمیه زاهدان پخش کردند-  نگارنده لازم دیدم دراین مورد نکاتی را یادداشت کنم: درابتدای امر پیام دادن رئیس حوزه علمیه زاهدان کار جدیدی بود که یحتمل ازسوی شبکه پیشنهاد شده بود وایشان به هردلیل پیامی رابرای مردم ایران و ایرانیان فرمودندنفس کار کاردرستی بود اما ازسویی شبکه ای که این پیام راپخش نمودازحداقل کیفیت صدا وتصویر لازم برخوردار بود وباتوجه به مخاطبان اندک آن شبکه(رسا)برد چندانی نداشت وچه خوب بود که درکنار پیام رهبر وریاست جمهوری -از شبکه های سراسری -شبکه های استانی  نیز به پخش پیامهای استانداران وامامان جمعه میپرداختند وعلی الخصوص ضبط وپخش پیامهای امامان جمعه استانهای اهل سنت نشین میتوانست به وحدتی که از آن صحبت میشود واقعیت ببخشدومردم نیز احساس میکردند که نه تنها موسیقی بلوچستان -بلکه مردم بلوچستان برای دولتمردان از اهمیتی هرچندناچیز دارا هستند-نگارنده بر این باور است که وقتی موسیقی بلوچستان میتواند انجمن آرای مجلسی باشد حضوربزرگان اهل سنت نیز میتوانند دل آرای هرمحفل ومجلسی باشد همانگونه که درشرایط بحرانی حضور علما واندیشمندان در رسانه آرام بخش دلها شده بود....123

جدای از پخش پیامی که به آن اشاره شد چند موسیقی -تصویر (نماهنگ)نیز ازشبکه های داخلی پخش شد که دسترنج سیمای استانها و نه مشخصا مراکز استانها بودکه باتوجه به هدف آن(وحدت ملی)قابل ستایش بود.

تلویزیون بی بی سی نیز برای نوروز امسال از گروه موسیقی پادیگ(رستم میر لاشاری -عبدالرحمن سوری زهی ودونفرازهنرمندان اهل نروژو سوئد)دعوت کرده بود تادر موزه لندن به اجرای موسیقی بپردازند.رستم میرلاشاری نیز  یکی ازسروده های چندسال قبل را که گویادرداخل کشور نیز مجوز پخش داشته بود باعنوان بهار:

(بهار کیتن پدا دشت ودرانی         رودان هر نیمه گا پهل کوه سرانی )اجراکرده بود که ضمن ارزشگزاری این حرکت ازبی بی سی انتقاداتی به این برنامه خصوصا مجری سرشناس آن وارد بودکه مبنارابرشوخی باعبدالرحمن وگوشه کنایه به رستم میر لاشاری گذاشت واگر دوستان نرنجند برخورد شبکه های داخلی رابااهل هنر بلوچستان یادآوری مینمود(درحالی که برخوردش بارقاصه ی ایرانی الاصل ودف نوازش متفاوت بود).امابااین حال نیز یادآوری این نکته پر بیراه نیست که بنویسیم:سالهاست دل طلب جام جم ازما میکرد آنچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد....

بااین وجود از همه کسانی که درراه اعتلای !!نه ...آرامش نسبی بلوچستان و وحدت بین اقوام تلاش میکنند تشکر میکنیم ودرسال نو برای همه آرزوی موفقیت میکنم. 





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:17 بعد از ظهر روز 13 Mar 2011

Glitter Words

نوکین بهارگه شومی سبز و جان شومی دروا......تا دیگه سالی که شومارا بگندین ...





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:3 بعد از ظهر روز 13 Mar 2011

هرساله که به بم سفرمیکنیم در کناربقایای  ارگ بیل مکانیکی های مینیاتوری اهدایی ژاپن را میبینیم که درحال تلاش برای برپایی مجدد ارگ به این سو وآنسو درتلاش وکاربسرمیبرند.حداقل بخاطر انسانیت دعاکنیم که فاجعه ای با شدت هشت ونه دهم ریشتردرژاپن با حد اقل تلفات به سرانجام نیکو برسد....فراموش نکنیم که مرکز کشورمان با تکانهایی خیلی بشدت پایین تر از این ....خدای نکرده به تلی ازخاک مبدل میشود....





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 9:32 قبل از ظهر روز 8 Mar 2011

 کروکدیل ها" به جیرفت می روند؟؟؟

این عنوان خبر یکی از سایتهای کرمان با عنوان کرمان نیوز میباشد که اگرصحت داشته باشدخبر بسیار بسیارخطرناکی برای استان جنوب شرق کشور میباشد.

بعد از اینکه بنابه دستور خاندان بی کفایت پهلوی قسمتهایی از استان سیستان وبلوچستان به استان  کرمان  الحاق شد وعنوان گدروزیا مهد تمدن بلوچستان - اولین تمدن درنوع خود-  به مصادره حوزه جنوب کرمان درآمد وبعد از اینکه پرنده زیبای( چرز) پرنده بومی استان به عنوان اسم بی مسمای مرغ جیرفتی  مصادره شد،  اکنون با پرورش مصنوعی تمساح تنها موجود ـ منحصر به فرد ـ منطقه بنام جیرفت شناخته خواهد شدوگاندو با نام احتمالی تمساح جیرفتی به  دنیا معرفی خواهد شد.

مبارکتان باشدآقایان رحیمی مدیر کل صدا وسیماواستاندار محترم.....جناب آقای آزاد......ودیگر مسئولان محترم.آیا میدانید قاجار با ایران عزیز چه کرد؟تاریخ را خوانده اید ؟اگرقاجاربابهانه به خطر افتادن تمامیت ارضی ایران آذربایجان را واگزار نمود شما چه بهانه ای برای از دست دادن میراث های سیستان و بلوچستان در آستین دارید .ببخشید رک گویی نگارنده را. چگونه است که دوسال تمام است که دراخبارـ صداوسیما به استان سیستان وبلوچستان ( سیستان)اطلاق میشود و کسی بهش بر نمیخورد؟چگونه است که عنوان بزرگترین استان کشور رابه استان کرمان بخشیده اندوکسی زحمت نکشیده مقاله ای -تحقیقی ارائه کند وبه این موضوع معترض باشد؟ گرچه فرقی نمیکند که بزرگترین وکوچکترین باشیم اما مهم است که توجه کنیم به نکات ریز.  زیرا همین نکات ریز از نگاهی بسیارحائز اهمیت هستند به عنوان مثال تا قبل از سال ۱۳۷۵در نقشه هواشناسی استان -چاه بهار وجود نداشت اما به لطف فرماندار وقت (فامیلشون بیاد نگارنده نیست)وپی گیری های ممتد آن جناب در تهران وصداوسیما این نقطه در نقشه هواشناسی اضافه وسبب شناخت بیشترمردم از منطقه ورونق اقتصادی آن خطه انجامید .آقای نوری فرماندار محترم که خودشان قبلن صداوسیما تشریف داشتند بهتر میدانند که نباید ازاز اتفاقات اینچنینی وبه ظاهر ساده به آسانی گذشت.

در پایان آرزو میکنم  مسئولان استان در اشاعه استعدادهای منطقه اینقدر کفایت ازخودشان نشان بدهند تا این اتفاق هر روز به انواع لطایف الحیل در حوزه های گوناگون رخ ندهدزیرا  که اینده گان  مسئولان وقت را نخواهند بخشید.درپایان روی صحبتم باآقای رحیمی و زارع مدیر کل ومعاون سیمای مرکز سیستان وبلوچستان(هامون) است :عزیزان اگر حجت فروغی (مستند ساز )اهل زاهدان که ساخت مستند های (گاندو)ایرانیان وکشتی سازی ودامنه های تفتان  که اتفاقاسیستانی الاصل هستند وبنابه جبرروزگار دیگر نمیتواند کارکند،اگر م.نجارپیشه (مستندساز)اهل شمال مستند سازی را با نان درآوردن وسرمایه انباشتن اشتباه گرفته است ،اگرحمید رئیسباف (تصویربردار قدیمی وسازنده ویدئو کلیپ های صدگنج -وفیلمبردار مستند های بسیاری که از شبکه ها پخش شده اند)خانه نشین وبازنشست شده است، هنوز هستند بچه های جوانی که دل بکار میبندند(مازیار گوهری جوان خوش ذوق- علی عصمت پناه-تصویربردار تجربی - حسین ریگی وهاشمزهی و خیلی های دیگر هستند )که میتوانند باساخت مستندهای متوسط ونه لزوما فاخرجلوی این فاجعه را بگیرند....از ما گفتن ...ازسردلسوزی....و همین.

                                                                              

قابل ذکر است که بنده بدلیل پخش محدودـ روزنامه های استان وارد مقوله مستند نگاری در روزنامه ها ونشریات وزین!استان معذورم.  خوشحالم که در این صفحه باشاره جزیی به یکی از رئوس بحث من وشما شده است.  






نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 9:2 قبل از ظهر روز 6 Mar 2011

عمر مختار            

               درهنگامه ای که مدعی دوستدار بزرگ عمر مختار(معمر ق)مردم خود رابه خاک وخون میکشد            و به فرنگیهایی که تا همین چند سال پیش مملکتش رادراستعمار خود داشتند همچون دیوانه-                   ای میخندد جای خالی عمرمختار مبارزلیبیایی وافرادی مشابه او احساس میشود.

                  به کسانی  که به فیلم زیبای عمر مختار(شیرصحرا)دسترسی دارند توصیه میکنم           

                یکبار دیگر این فیلم راببینند .بازی زیبای آنتونی کوئین درنقش عمر مختار وصحنه های

               اکشن آن (هنگامی که زانوان خود رامیبنددند تا هنگام حمله دشمن تاپای جان مقاومت

                کنند )ناخودآگاه یادمبارزین بلوچ را درذهن زنده میکند که هنگام جنگ بااجانبی مثل دایر

              قسم زن طلاقی میخوردندکه تا آخرین نفس بجنگند... چه خوب بود صداوسیما به مناسبت      مبارزات مردم لیبی  این فیلم زیبا ساخته ی زنده یاد مصطفی عقاد کارگردان مشهور ومسلمان عرب رامجددا پخش میکرد.

 لینک دانلود فیلم:http://rapidshare.com/files/47254877/Lion_of_the_Desert.part1.rar

                  

             





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 10:43 قبل از ظهر روز 2 Mar 2011

زاهدان درعصرقاجارورضاخان


                                                  Glitter Words
[Glitterfy.com - *Glitter Words*]">1
درطول حکومت قاجارعنایت وتوجه درخوری به بلوچستان نشدودرنتیجه درهمین دوران انگلیسیها قسمتی ازبلوچستان راضمیمه هندوستان کردندوآن قسمت ازبلوچستان که درتصرف دولت ایران باقی مانده بودتحت رهبری خان های محلی به صورت ملوک الطوایفی اداره می شدوحکام محلی ازدولت مرکزی اطاعت نمی کردند. احمدشاه آخرین پادشاه قاجار تصمیم گرفت که بلوچستان رامطیع خودسازدازاین روقوای نظامی به بلوچستان فرستاد، ولی سیاست آن روزکشوراقتضانکردکه قوای دولتی ازملک سیاه کوه جلوتربروند. باوجودتسلط ظاهری دولت ایران بربلوچستان، گمرک ایران درملک سیاه کوه مستقرشده بوددرصورتی که می بایست درمسیرجاده که مرز ایران وپاکستان است دایرباشد ونزدیکترین شهر بلوچستان به داخل ایران ، خاش بودزیرازاهدان درآن تاریخ احداث نشده بود.

مناره های قدیم مسجی در زاهدان

به هرحال بازگشت قوای دولتی برجرات وجسارت خان های بلوچ افزودوتصرف بلوچستان مشکل ترشد.این وضع تااوایل حکومت رضاشاه ادامه داشت تااین که به سال 1307ش تیمسارامان الله جهانبانی،مامورفتح بلوچستان ومطیع کردن خان های متمردبلوچ شد.پس ازفتح بلوچستان،توسط قوای نظامی،یک تیپ درزاهدان ویک تیپ درخاش متمرکزگردید. حکومت وفرمانداری زاهدان هم باافسران ارتش بود. چندسالی به همین نحوگذشت تااین که ماموران وزارت کشورعهده دارفرمانداری بلوچستان شدند.دراین هنگام سرزمین بلوچستان رابه سه شهرستان : زاهدان ،ایرانشهر و سراوان تقسیم نمودندوشهرستان زاهدان به عنوان مرکزآن ها تعیین شد.چندی بعدبلوچستان به همراه سیستان تشکیل یک فرمانداری کل راداد وسرانجام به استان سیستان وبلوچستان تبدیل شد. وزاهدان به عنوان مرکزاستان انتخاب شد.





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 8:44 قبل از ظهر روز 1 Mar 2011

هاشمی

                   بارها وبارها دوست داشتم در مورد  مهندس ثمره هاشمی مطلبی بنویسم

                  اما بهانه ای یافت نمیشد.ایشان از نزدیکان خانواده شهید باهنر واهل کرمان میباشند

                  قبلا در پست های متعددی از جمله در شهرداری ،صداوسیما،دانشکده صداوسیما،

                  معاونت آموزشی وغیره مشغول به کار بوده اند . البته پستهایی بود که  به ایشان

                 پیشنهاد شداما ایشان بعد از چند ماه بدلایل توانایی بسیارشان موفق به قبول یا انجامشان

                نشدند از جمله مدیر یکی از شبکه های تازه تاسیس دراواخر دهه هشتاد.البته الان که

                 استحضار دارید ایشان مشاور ارشد رئیس جمهوری هستند...مهندس ثمره هاشمی

                 بهانه من از اختصاص این پست به ایشان چند وجهی بود اول اینکه ایشان بسیار انسان

                 شریفی بودند وهستند!

                   دومین بهانه عکس بالا بود....یک بار دیگر این عکس را ببینید......!!

                  فکر میکنیدایشان در چه مراسمی حضوردارند که اینگونه لبخند زنان جواب سلام میدهند

                  معارفه ؟ تودیع ؟ جشن عروسی ؟  ......نه نه نه!

                  ایشان در مراسم ختم داماد( امام خمینی )ره هستند...ا

                 اگرشمابه منبع خبر نگاهی بیاندازید بد نخواهد بودخیلی از آقایان چپ وراست وغیره

                عکسهای جالب توجهی دارند.آقایان کرباسچی .عبدا...نوری ...موسوی لاری ..ناطق نوری

                 متکی منوچ....ابطحی....علیخانی و....لاریجانی...محسن خان رضایی ..

                  انصاری ....وخیلی های دیگه که نمیگم تا بروید ببینید.......   در ادامه مطلب ...   





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 3:14 بعد از ظهر روز 26 Feb 2011

    زاهدان -تاریخچه-
 
شهر زاهدان كه امروزه به عنوان مركز استان سيستان و بلوچستان می‏باشد                             سابقه تاريخى چندانى ندارد. در زمان قاجاريه در محل فعلى شهر يك جنگل                                كوچك از درختان گز وجود داشت كه داراى مقدارى آب بود كه از زيرزمين بيرون                             مى‏آمد و بعلت نفوذپذيرى زياد خاك محل ظهور آن متغير بود و آب مازاد پس از                                ظهور دوباره به دورن زمين برمى‏گشت و به زبان مردم عامه «دزداب» ناميده مى‏شد.

براى اولين بار يكى از افراد بومى منطقه بنام مراد در سال 1277 ه.ش كاريزى در اين                       محل حفر كرد و به كار كشاورزى پرداخت، كم ‏كم آبادى كوچكى به وجود آمد. چون                           اين محل در سر راه ارتباطى غرب به هندوستان (مستعمره انگليس) قرار داشت از                      اهميت ويژه ‏اى برخوردار بود و دولت قاجاريه نيز به آن توجه مى‏كرد.

در سال 1281 ه.ش عده ‏اى از كارشناسان و متخصصان بلژيكى از طرف دولت مركزى                       ايران به منظور ايجاد يك گمرك مرزى به دزدآب آمدند و با احداث گمرك بر اهميت اين                        محل افزوده شد در نتيجه روزبروز جمعيت آن افزون مى‏شد و وسيع‏تر مى‏گرديد.                                  با احداث راه ‏آهن كويته - زاهدان در زمان جنگ جهانى اول توسط انگليسى‏ها،                            تجارت و بازرگانى رونق يافت و عده‏ اى از كسبه براى اين امر در محل دزداب چادر                            زدند و با احداث چندين ساختمان گلى توسط كاركنان گمرك و تجار زمينه پيدايش                          شهر آشكار شد و دزداب رو به رشد و ترقى گذاشت.

با حمله قشون رضاخان به بلوچستان در سال 1307 ه.ش، عده‏ اى از نظاميان در                           دزداب مستقر شدند و فرماندارى اين محل بر عهده آنها بود، تا اينكه چند سال بعد                     مامورانى از طرف وزارت كشور عهده‏ دار فرماندارى بلوچستان گرديدند. و به پيشنهاد                  سرتيب امان الله جهانبانى درسال 1314ه.ش دزداب به زاهدان تغيير نام داد.

بلوچستان در اين زمان شامل شهرستانهاى زاهدان، ايرانشهر و سراوان بود و مركز                            آن شهر زاهدان تعيين گرديد. بعد از چند مدت بلوچستان با سيستان يك فرماندارى                          كل را تشكيل مى‏داد و سرانجام به استان سیستان وبلوچستان تبديل شد و زاهدان                        به عنوان مرکزیت استان انتخاب گردید.

   برگرفته از وبلاگ ...





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 8:33 قبل از ظهر روز 24 Feb 2011

                                khabar -habar

                            گرچه دیر خبرتان میکنم اما ارزش خبری آن بسیار بالاست که:

                          توله خرس سیاه

                          مدیرکل حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان درباره تصویربرداری از این

                          گونه خرس سیاه آسیایی در معرض خطر انقراض که تصویر برداری و مستند

                           سازی از این گونه برای نخستین بار در کشور انجام شده است، به خبرنگار

                          مهر در زاهدان، گفت: این اداره کل برای اولین بار موفق به تصویربرداری از این

                         گونه در معرض خطر انقراض شده است و در شرایط طبیعی مشاهده این

                         گونه در طبیعت کاری بسیار دشوار بوده است...

                         اصل خبر در  عصرزاهدان   http://asrezahedan.blogfa.com/

                        و مرگ زود هنگام علی شهری ......از بیماری اش خبر داشتم ولی ....

                        فکراینکه بتواند اینقدرزود ازپادرآید به ذهنم خطور نمیکرد ....مردی که خیلی

                        از اهالی هنر وسینمای جوان مدیون بلندنظری او بوده ،هست وخواهند بود....

                        یادش گرامی و روحش قرین نعمت باد....خبرمرگش دردوازدهم اردیبهشت روز

                          معلم گویا منتشر شده بود یاد شوخیها وشوخ طبعی هایش بخیر.

مرحوم علی شهری





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 2:10 بعد از ظهر روز 17 Jan 2011

هرگاه شرایط اقتصادی درجامعه دچار تحول شود آثارآن در زندگی ، رفتار وارتباطات آحاد آن جامعه ظاهر میشود.هنگامی که ثروت بدرستی تقسیم شده و رفاه نسبی درجامعه ای حاکم شود رفتار های بانزاکت در بازار - محاورات -وهر کوی وبرزنی قابل رویت است.ازطرفی هرگاه که شرایط بداقتصادی حاکم میشود احترام ونزاکت نه تنها بی معنا میشود بلکه آحاد مردم برای دستیابی به رفاه نسبی ممکن است رفتارهای نابهنجاری ازخود بروز دهند...

مدتی است در شهرزاهدان سرقتهایی ازنوع (درروز روشن)

                                                بوقوع میپیونددواغلب سارقان ازروی ناچاری و لابدی دست به

                                                سرقت میزنند.رفاه نسبی رادر بلوچستان میتوان به داشتن

                                               حداقلی چون  نان شب  وپوشش مناسب فصل وجایی برای استراحت  تعریف کرد حداقلی که بسیاری از کشورهای نامسلمان برای مسلمانان !مهیا میکنند.

بدنیست به آمار لحظه به لحظه جهان در مورد فقر و دیگر مشکلات نگاهی بیاندازیم:      http://www.worldometers.info/fa/





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 3:35 بعد از ظهر روز 3 Jan 2011


         news

        


       

            اختلاس یک میلیاردی در سیستان و بلوچستان

           به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران(econews.ir)، محمدرضا نعیمی، در زاهدان، اظهار داشت: متهم پس از بازجویی و صدور قرار بازداشت موقت روانه زندان شد و پرونده اختلاس او برای تحقیقات بیشتر و تعیین دقیق میزان اختلاس توسط دادسرای زاهدان در حال رسیدگی است.


وی از مسئولان سیستان و بلوچستان خواست برای کاهش جرائم اقتصادی نظارت بیشتری بر مجموعه مالی اداره ها و سازمان های خود داشته باشند.


نعیمی گفت: مدیران دستگاههای دولتی باید تمام جرائم اقتصادی که در حوزه فعالیتشان رخ می دهد را به مراجع قضایی گزارش کنند در غیر این صورت مشکلات دامنگیر خودشان خواهد شد.


پیش از این نیز شش نفر از کارکنان یکی دیگر از دستگاههای دولتی به جرم مفسده اقتصادی، اختلاس و ارتشاء دستگیر شده اند و پرونده این افراد در حال طی مراحل پایانی است و تا پایان سال جاری برای صدور حکم به دادگاه ارسال می شود.

          منبع خبر:  http://www.econews.ir

           نکته:به لطف این اختلاسگرکوچولو عنوان استان که به لطف رسانه های غیر معاند!

          به سیستان تغییر یافته بود بطور کامل درسوتیتر آمده بود.

           آهای مردم تونس ..؟ چه تونس ...؟

          آهای مردم اهرام....؟...در چه حالین با  سس مهرام...؟

          آهای مردم عالم ...؟.شما هارو سننه ؟...نمیفهمم ؟

          شووماها رو دیگه چه تونس ؟

         چرا قوه های حس و حساسیت تون گوشاتونو  گرمز کرده بابام جان ؟

         آ  ...های العربیه .....

         آهای الجزیره....

        آهای العالمیه...!!

       آهای پرس تی  وی !وی !وی.....

       بی بی سی....پرشن و وغیر پرشن ...

      آهای ارازیت دار و  پارازیت ندار.........زنبیلتو وردار ببر.....

     اکسکلوزیو....؟لایو....؟برکینگ نیوز....؟EXCLUSIVE--LIVE---BREAKING NEWS  زرشک...

    جای شاغلام خالی  هی...هی...هی.....کجایی صابری که جای دیشلمه هات خالیه

    کجایی عبدالقادر ...باصفحه فیلتر شده ات....کجایی ؟کجایی ؟کجایی ...(باصدای قادری) 

    اونی که بایداز غصه دغ کنه و بمیره نوه مناخیم بگینه...!

     یا آن غیر عجم شاه نشینه....که الهی جز جیگر بگیره یا نگیره...!؟

    عه ...عه...عه....

   بعاه ...بعله ....بععععله....

    ....چیه ...هان ...کیه

   کیه کییییه...؟

   هان... اینان...ببین...

 01

123

       جل الخالق....نماز در میان زنجیر چرخ تانک ..!

       الله اکبر.........

      سلام ....خوبین حوصله آپ دیت جدی نداشتم  اصلن مدتی خودمم آپ دیت نیستم

            یک خورده مزاح... برای آپ دیت صفحه خرجی نداشت.....خوش بگذره.....راستی    قهوه تلخ چندمیش الان در اومده؟!!!؟

 هور گواریت ......

اداره کل راه و ترابری ایرانشهر اعلام کرد؛ به علت طغیان رودخانه‌های محلی, سه راهی پیشین به پیشین از امروز تا اطلاع ثانوی مسدود است.

 به گزارش واحد مرکزی خبر، همچنین تردد در محورهای فرعی چابهار به بریس و سه راهی نگور به بریس و گواتر نیز به علت آبگرفتگی جریان ندارد.بر اساس پیش بینی اداره کل هواشناسی استان سیستان وبلوچستان بارش باران که از دیروز در برخی شهرهای جنوبی استان آغاز شده است به همراه وزش باد تا ظهر فردا ادامه خواهد داشت.

تا کنون در چابهار 119 میلیمتر، در راسک 7 و سه دهم و در کنارک 45 میلیمتر باران باریده است.

بنا به گفته ملاشاهی کارشناس اداره کل هواشناسی استان  قایق‌های ماهیگیری و تفریحی و کشتی‌های تجاری از تردد در مناطق ساحلی و آب‌های آزاد دریای عمان خودداری کنند.

 --------------....----------------.....---------------------....--------------....--------...------------------------------

زلزله سیستان و بلوچستان را لرزاند

به گزارش خبرگزاری فارس از زاهدان، مقارن ساعت 23:57 دقیقه شب گذشته، زمین‌لرزه برخی نقاط در استان سیستان و بلوچستان را به لرزه درآورد.
این زلزله در اکثر شهرهای استان سیستان و بلوچستان به ویژه زاهدان، خاش، ایرانشهر، نیکشهر و چابهار ، کاملاً محسوس بوده است.
هنوز از شدت این زمین‌لرزه خبری در دست نیست.
این گزارش می‌افزاید:اکثر مردم شهرهای استان از ترس وقوع زلزله از منازل خود خارج شده‌بودند.
اخبار تکمیلی متعاقباً اعلام می‌شود. 

1-خبر تکمیلی:

سازمان زمین شناسی آمریکا اعلام کرد زلزله ای به بزرگای 7.4 ریشتر دقایقی پیش جنوب غربی پاکستان را لرزاند.

این زلزله در34 مایلی دالبندین(Dalbandinin) در استان بلوچستان در نزدیکی مرز افغانستان و ایران اتفاق افتاده است که گفته می شود استان سیستان و بلوچستان را نیز لرزانده است.

زلزله در ساعت 1 و 30 دقیقه بامداد به وقت پاکستان رخ داده است. هنوز گزارشی در مورد خسارات این زلزله سنگین گزارش نشده است.

==                     ==            ==                 ==                 ==            ==               ==              ==

ماجرای مسلمان شدن یک یهودی (یایوسف گم گشته !!)

*«يوسف الخطاب» يا «جوزف کوهن» که نام سابق او بوده، تصميم گرفت ایالات متحده آمريکا را ترک کند و در شهر «تطوان» در کشور مراکش ساکن شود، وی اکنون در این شهر يک فروشگاه اغذيه سبک را مدیریت می کند.یوسف گم گشته

منبع خبر 

در روزهای اخیر نظرسنجی پیامکی در تعدادی از دانشگاه های تهران انجام شده است که در آن از دانشجویان خواسته شده به کدامیک از گزینه های قالیباف، مشایی، رضایی،عارف، سید حسن خمینی و علی لاریجانی برای ریاست جمهوری رای می دهید. این نظرسنجی با شماره30001521 انجام شده و در میان دانشجویان مطرح است که توسط تیم مشایی صورت می گیرد.

* شنیده ایم که خانواده مدیر عامل یکی از مهمترین بانک های دولتی کشور در کانادا به سر می برند و این آقای مدیر عامل بصورت منظم و بویژه در ایام تعطیلات برای دیدن آنها به این کشور سفر می کند.

* تعدادی ازاعضای کاروان آزادی غزه که در ضیافت برج میلاد حاضر شده بودند در اعتراض به نوشابه های کوکالا روی میز غذایشان، این مراسم را ترک کردند.

منبع خبر

بعد تحریر :یانگوم به تهران آمده است وگویا در قهوه تلخ هم نقشی را بازی کرده است .ایشان!!علاوه بر دیدار با مهران مدیری - علی دایی و ایضا رحیم مشایی

در سالن برج میلاد با سینماگران ایرانی ملاقات داشته است. منبع خبراینجاست... 





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:36 بعد از ظهر روز 2 Jan 2011

      خبر و نقشه زمین لرزه سرجنگل را که دیدم اشتباه

        گوگل ارث هم  مرا متعجب نساخت بلکه  زمین لرزه ریگان و حسین اباد در جنوب کرمان برایم    یادآوری  شد و با خودم گفتم شاید اکنون زمان آن فرارسیده که خداوند به بلوچستان هم مهربان تر شود !!!!دلیلش ....؟؟

  نمیدانم چرا وقتی بلایای آسمانی برملتی -قومی -نقطه ای نازل میشود آن منطقه مورد لطف خدا و  بنده گانش قرار میگیرد ...اینجوری تعجب نکنید ...بم ...هائیتی وقبل از آن بوئیسیل در پاکستان....بم  هم اکنون در همه جای دنیا و کشورمان شناخته شده ترین شهر ایرانست ...بچه های کوچک وسیاه پوست مامانی اما بلا دیده ی  هائیتی در دامن مادران و خانواده های فرانسوی با خوشحالی پذیرفته وبزرگ میشوند....اما ..از شوخی -جدی گذشته ..خداوند همه ما را دوست دارد...چه شاعر باشیم چه کاسب چهارراه رسولی ...چه کودک آواره هائیتی و چه برنجکار  پاکستان ....وچه کشاورز سرجنگل و شورو و .....چه چوپانی که در شورو وسرجنگل و دره شور -گوسفندی برای چراندن ندارد....بخیر گذشت اما این دفعه.....ولی فراموش نکنیم که حسین آبادطبق این لینک  ده بار وبیشتر هم لرزید. 

خبر اینست:نقشه

در پی وقوع زلزله چهار ریشتری در ساعت 2 و 48 دقیقه و 40 ثانیه بامداد امروز (شنبه) به وقت محلی در منطقه «سرجنگل» از توابع شهرستان زاهدان، مدیرعامل جمعیت هلال احمر سیستان و بلوچستان گفت: این زمین‌لرزه خسارتی را در پی نداشت. 

وی با اشاره به اینکه این زمین‌لرزه در منطقه «سرجنگل» از توابع شهرستان زاهدان رخ داده است افزود: پس از وقوع این زمین‌لرزه ماموران ارزیابی بخشداری این شهرستان به ارزیابی محیط و خسارات احتمالی زلزله پرداختند.

وی گفت: خوشبختانه بر اساس گزارش‌های واصله این زلزله هیچ خسارت جانی و مالی در پی نداشته است.

به گزارش ایسنا، بر اساس اعلام موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران این زمین‌لرزه در عمق 21 کیلومتری زمین و در مختصات 17/60 طول شرقی و 27/29عرض شمالی در منطقه «سرجنگل» از توابع شهرستان زاهدان رخ داده است. کانون این زمین لرزه در 40 کیلومتری سرجنگل، 67 کیلومتری نصرت‌آباد،71 کیلومتری زاهدان و 1088 کیلومتری تهران بوده است.

کلام آخر واینکه نمیدانم چرا( سایت روز دوم )  تابناک نتوانست تیتر آن  را در یک روز بیشتر در سایتش تحمل کند!!





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 6:30 بعد از ظهر روز 29 Dec 2010

سلام پدر

...........

پدر   ... بادستان مردانه

وچهره ای خشن

یادآور ایستادگی درمقابل

انگریز - فرنگی ها

درزمان خواب رضای مثلن قلدر

پدری بامتانت رییس ایل

 

« سردارجما خان سمالزهی »

همان که برادران بلوچش را به ژنرال دایر

وانگلیس نفروخت

همان که باژنرال انگلیسی جنگید

همان که حاضرنشد به پناهندگی

تن دردهد

همان که گفت:

 بجای پناهندگی به فرنگ

اگرکفتارهای وطنم وحتی رضاخان

سینه ام بدرند بهتر است

 

همانکه داغ اعدامش

به دل تبعیدی جزیره موریس ماند

همانکه خلف رضاخان اورا

سردار مرزدار نامید

همانکه به خاطر وطن

 شه بخش شد

 

آه ای پدربزرگ تنها

دعاها ونمازت را دردل کویر

یادی نکرد

جزآن گابریل کلیمی

آلفونس گابریل …….

اسمی که شاید شنیدن آن

تکانی از سرخنده به محاسن سفیدت بدهد

یادت است

 زمانی که باران هنوزمی آمد

گابریل دردومک  بود

همانکه بااوهمسفره نشدی

که مذهبت اجازه نمیداد

او تو را ندید اما

اما در وصفت آنقدرگفت که

مااهل سوات! آنرا مبالغه مینامیم

ازنمازت در کویر

ازمردانگی وغیرت

ازقول    وپای قسم نشستنت…..

همان که با "عبورازصحاری ایران"

میهمانت بود !

 12

بابوجان بچه های بلوچ…….

اکنون چرا همه چیزدیگرگون شده

بقول خودت زمانه چپه شده؟

اکنون نامت همچون نازینک های زنان ایل

ازیادها رفته است!؟

اکنون دستانت همچون دلَُ و زمینُ و کشت وکارت

 سردَُ وکم رمق اند

اکنون شماهستی ومویه های پنهان مادر

 

وشما نگاه میچرخانی ….

 ازنگاهت شرم میکنم

 : ببخش مرا پدر

قصد دلجویی ندارم

 

پدربلوچم…

کاش احساسم جایی برای تفکر میگذاشت

نمیدانم تا کی ..؟

اما میدانم روزی تو بازخواهی گشت

بااسبی دیگر...که نه  باجمازی دیگر

باشکوهی بیشتر از پیش

بالهجه ات   بازبان  قومت  

که مثل زبان دری تاجیکی

 ناب وصمیمی است

 با اینـج دامنی پرازسُهُورُ و پُهل

با زبان بلوچی ناب سرحدی

وبا نی ای که آوازش سالها

ننواخته   سینه ی دل سوخته ای را

 

راستی بابای بلوچم…….

هنوزتلارهایت کبک دارند

میش بره هایت درچرایند؟

ناورهایت آب دارند؟

نازحاتون میانتیر گدامش..

ایزک شیرش

 برقرار است؟

 

هنوز هم از پی چًـ وً ل گدامش

دود  بهار میزند بیرون ؟

سیاه چاجوش روی کته پا

هنوزبیتاب چوپان مانده است؟

 ..  ..

 ..  ..

نگاهت را بر نمیتابم اگر جوابم رابانگاهی بدهی که

آه ه …ای ای….ای

 

 





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 1:42 بعد از ظهر روز 30 Oct 2010


ناگفته های بسیاری از زندگی سراسر خاطره وتاریخ سردارحاجی  آساخان قنبرزهی وجو دارد که اگر خداوند توفیق دهد جای نگاشتن کتاب رادارد . . .

اززمانی که وی عهده دار فرماندهی پاسگاه نصرت آباد سنجرانی* بود واکثرنیروهایش رادلیرمردان قوم اسماعیل زهی ؛ نوتی زهی ؛ قنبرزهی و. . . . .عده قلیلی از غیربلوچها تشکیل میدادند تابازنشستگی ومبارزات بعدی با حکومت مرکزی و حوادث اواخردهه شصت.                    ...تاروشهای خاص مردمداری درمنازعات قومی وقبیله ای بلوچستان...آن بزرگوارحتی آینده بلوچستان رانیزپیش بینی کرده بودوجالب اینکه آن پیش بینی ها درست اتفاق افتاده بود.

ازهمه اینها که بگذریم که هرکدام جای بسی تحقیق وکتابت دارد شخصیت معنوی ایشان است . . .!!که فکرمیکنم اندک افرادی باشند دراین مورد بدانند حتی فرزندان آن مرحوم. . .امااشاره ای اندک برای صاحبان تفکر واندیشه کافی است...این بزرگوار دربهارسال 1382 هجری شمسی همزمان باپیش تولید مستندی که(درپست های قبل به آن اشاره شد) قرار بود ازطرف دانشکده ای درتهران از زندگی پربارشان تهیه شود ؛بیمار شدند.

ایشان همچون سردار جمعه خان اسماعیل زهی    که به هیچ دکتری (حتی دکتر نیری)*2 اطمینان قلبی نداشت ،ازاین جهت به دکتر مراجعه نفرمودند و رهسپاربلوچستان شدند تا به نزدپیر ومرشدش حضرت مولانا محمد عمرسربازی (رحمه الله)ازبزرگان طریقه ی نقشبندیه رفتند تا ضمن کسب فیض ازانفاس قدسی آن پیر باکرامات  سلامت خود راباز یابند .اگراین بزرگوار  درجایی دیگر می زیست نه تنها اززندگی ایشان دراخبار وروزنامه ها مینوشتند!! لااقل در مرکزاسنادملی میتوانستند (وظیفه شان نیز بود)تا ناگفته های ایشان ثبت وظبط میکردند.

اللهم اغفر جمیع المسلمین ومسلمات من الاحیاء وممات...خصوصا ارواح الذی نصرالاسلام والمسلمین.امین

*نصرت آباد سنجرانی  زابل کنونی میباشد وبانصرت آباد فرق دارد.

*2 آنانکه تاریخ نانوشته بلوچستان وخصوصا سرحدمظلوم مانده  بلوچستان راشنیده اند میدانند که سردار جمعه خان اسماعیل زهی به دکتر نیری اجازه ندادند که وی رابرای عمل جراحی بیهوش کند بلکه همانطور که ایشان بیداروبهوش بودند عمل برش جراحی روی ایشان انجام گرفت.

تقدیم به عزیزاتی که باعث شدند بنده با تارنمای ناقابلم رادرمورد این بزرگوار بروز نمایم آقایان سومالزهی و نویسنده محترم وبلاگ  ,وحدت طلب وعزیز دل ابوعمار عزیز





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 1:28 بعد از ظهر روز 12 Oct 2010

عنوان مقاله روزنامه جمهوری اسلامی درارتباط با موضوع شیخ هتاک    بنقل از سایت تابناک بررسی سرمقاله ها

«بازي جديد استعماري»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
روز جمعه گذشته، مشاجره غيرعاقلانه‌اي ميان يك روحاني شيعه و يك روحاني اهل سنت از طريق يك كانال تلويزيوني صورت گرفت كه براي هر مسلمان عاقل و اهل درك و فهم بسيار تأسف بار بود. تأسف بالاتر اينكه اين اقدام ديوانه وار تحت عنوان "مباهله" انجام شد و حتي شكل و قالب آن نيز با اجراي صيغه مباهله و به نوعي با صورت مباهله شرعي، و لابد به تقليد از مباهله مربوط به پيامبر اكرم و نصاراي نجران همراه بود!

دقت در موضوع باصطلاح مباهله و مكان انجام آن و اهتمام بعضي دستگاه‌هاي تبليغاتي و رسانه‌اي جهان عرب به پخش مستقيم آن، پرده از ماهيت واقعي اين رويداد استعماري برميدارد و عمق فاجعه‌اي كه در قلب جهان اسلام درحال رخ دادن است را نشان مي‌دهد.

- يكطرف ماجرا يك باصطلاح روحاني شيعه كويتي است كه در لندن زندگي مي‌كند و از دفتر خود در مركز انگليس، ضمن خواندن خطبه‌اي مفصل، صيغه باصطلاح مباهله را جاري مي‌كند و طرف ديگر، كه يك روحاني سني است، در استوديوي يك كانال تلويزيوني در قاهره همان صيغه را براساس اعتقاد خود به زبان ميآورد. لندن كجاست؟ مركز قديمي‌ترين كشور استعماري كه در چند قرن اخير مارهاي فراوان و البته خوش خط و خالي براي ضربه زدن به اسلام در آستين خود پرورانده است. همه بدعت گذاران و تفرقه افكنان و فرقه سازان و اهانت كنندگان به مقدسات اسلامي از سران بهائيت و وهابيت گرفته تا سلمان رشدي مرتد به نوعي با دولت استعماري انگليس مرتبط بوده‌اند و از انبان پرمكر و فريب آن تغذيه شده‌اند. حضور اين باصطلاح روحاني شيعه در لندن و اجراي صيغه مبالغه در دامان دولت استعماري انگليس، براي همه آشنايان با تاريخ استعمار، بسيار پرمعناست.
ادامه مطلب رابخوانید///





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:7 بعد از ظهر روز 30 Sep 2010

آساخان که درخواب بعدازنماز اشراق بود چشمانش راباز کرد درنگاه اول حاجی رحمت راشناخت وحاجی رحمت من وپدرم رامعرفی کرد.پدرم راقبلا دیده بود امامن او رابرای اولین بارمیدیدم...احوالپرسی به رسم بلوچ -ها-شامل گرفتن  وبوسیدن دستها-انجام شد.ازسیمای نورانی اش میشدحدس زد که شب تهجدخوانده بود میگفتند نمازصبح رابربالای تپه ی بلندی که مشرف به منزلش بود میخواند . نمازاشراق رادرداخل همین منزلی میخواند که مادر آن موفق به دیدارش شدیم... ازاحوالش جویاشدیم گفت اندکی ناراحتی دارد.مقداری خوراکی صحرایی که از دامنه کوه باخودش آورده بود راجلوی ما گذاشت(پو ترونک- potroonk)تازه وشیرین بودند..ازهردری صحبت کردیم شوخ طبع هم بود..  درموردیکی ازنیاکان ماصحبت کرد که مدفنش درهمان حوالی بود ؛گفت مامیدانستیم که فلانی دراینجا دفن شده ولی به شماخبرندادیم که مبادافردا درمورد این منطقه ادعایی بکنید...حاجی رحمت دوباره گفت :(هی تی لوگ آباد بیت کمرزی گو تی چمان) hetti loug aabad bi kammarzi go tee chamaan-به نحوی میشود گفت که به سیاست ,زرنگی قوم قتبرزهی احسنت میگفت.... همه مان زدیم زیرخنده و بلندشدیم تابه خانه پایین دست برویم آنجااهل و عیالش بودند وقبل ازاینکه مابرسیم آبگوشت (هتوک)بلوچی باگوشت تازه گوسفند بارگذاشته بودند .اگراشتباه نکنم هتوک همان قاتوق شمالی هااست که به مرورزمان به هتوک تبدیل شده است شاید هم بلعکس !هتوک اززبان پهلوی جای مانده درزبان بلوچی بوده که شمالی هاآن رابه قاتوق مشمل(باوزن معرب ش)کرده باشند!!!..بوی دود کنده ی درختچه (کریچ)درفضای دهکده پیچیده بودمارابه تنهاسیاه چادرباقی مانده دردل دهکده ای راهنمایی کردند که باقی خانه هایش با آجروسنگ وبلوک چهره خوبی نداشتند اماسردار حاجی آساخان قنبرزهی هنوزترجیح میداد آنجارابه عنوان یادگارزندگی گذشته خود ونیاکانش هنوزسرچهار تیر ومیان تیرش نگهدارد .                             داخل خانه برخلاف تصورمان ساده وبی آلایش بود امابزرگ .درمیان طوایف سرحد سیاه چادر ریش سفیدایل را بزرگ ترمیساختند که شاخص وتفاوتش باسیاه چادرهای دیگر همین بزرگی وبلندی آن بود  دلیل این امربرای آن بود که اگرغریبه -ای به ایل(هلک)وارد میشد بداند که باید به کدام خانه برای دیدن بزرگ ایل برود .. هوا اندکی خنک بود همه دور آتش میان چادر نشستیم قراربودچاشت بیاورند سرداربرزگری داشت که سرزمین کشاورزی اش مشغول کاربودوآب رابه پای یونجه ها(علف)هامیرساند وروزانه اندک مبلغی دستمزد میکرفت ...اما  ....اما...میدانم باور نمیکنید اگربگویم که سردار حاجی آساخان قنبرزهی باتمام حرمتی که برای میهمانانش قائل بود اصرار داشت تا برزگرش ازسر آبیاری زمین نیامده است ناهار نیاورند...میگفت من بدون او هرگز ناهار نمیخورم... (ادامه دارد)

سردار آساخان نه تنها بزرگ مرد ایل قنبرزهی بود که بلکه تنها بازمانده نسلی است که اطلاق اسطوره های بلوچستان سزاورشان است......


                          




نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 1:57 بعد از ظهر روز 28 Sep 2010

صبح روز یکی ازروزهای بهار سال 1382 بود که قصدداشتم ازتهران به زاهدان بیایم قصدازسفرساخت فیلم مستندی بود بنام پیرقنبر ....

عنوان پیرقنبر آنقدرجذبه داشت که تمام بچه های اهل فرهنگ وهنردانشکده را سروجد بیاوردکه برای دیدنش لحظه شماری بکنند . پیرقنبر_ مستند ؛داستانی ی من مردی بود که سینه اش انباشته از ناگفته های تاریخ ، مبارزات ،سابقه اقوام ؛آداب ورسوم وبسیاری دیگراز رازهای سربه مهر ی بود که هیچکس از آنها اطلاعی نداشت ...واین مرد ارزش آن را داشت تا بچه های دانشکده بی صبرانه منتظردیدن سیمایش بمانند........صبح زود همراه پدرم ودوست دیرینش که نسبتی نزدیک بامن نیز داشت برای دیدن (سردار)حاجی آساخان به حدود چهل وپنج کیلو - متری زاهدان رفتیم.خانه اش درمسیرچشمه زیارت بود که برای رسیدن به آن باید علاوه برطی مسیر چشمه زیارت و رودخانه گوربند،از لابلای چندتپه ودرختان زردآلوی قدکشیده دردامنه تپه ها میگذشتیم .رفتیم وبه یک چادرسیاه (گدام-گدان)رسیدیم که قراربود آنجاباشد ؛بعدا خواهم گفت که طایفه قنبرزهی اصولا شدیدا محافظه کار و رازنگهدار هستند. بعداز اینکه پدرم وهمراهمان (حاجی رحمت )راشناختندو مطمئن شدند ما برای ایشان مشکلی ایجاد نمی کنیم مارابه به منزلی دیگر درهمان حوالی راهنمایی کردند.پیاده رفتیم وبعدازگذر ازچندتپه ی دیگر وبه سمت بالا به منزلی دیگر رسیدیم وارد خانه ای نسبتا بزرگ شدیم  درب حیاط باز بود اماکسی منتظرمانبود آرام وبااحتیاط  داخل پذیرایی شدیم چشممان به مردی افتاد ....سبحان الله....سبحان الله....(تسبیح میگفت) ولی درخواب بود....سبحان الله.. ..سبحان الله... فتبارک الذی احسن الخالقین....برای به تصویرکشیدن ابهتی که من دیدم بایدازذهن شما کمک بگیرم...قد (یک متر ونود شاید کمی بیشتر یاکمتر)تنومند مثل آریایی های اصیل.محاسن بلندواندکی خاکسترگون و بیشترسفید.عمامه بزرگ ولباس گشاد بلوچی (لوپ دار) همچون نیاکانش رستم وش با ابروان پرپشت....چون کوهی ازتاریخ واصالت ومردانگی بر بالش(ت)ی بلوچی تکیه کرده خوابش برده بود .....وتسبیحی ازچوب (میگن آبنوس)قهوه- ای بزرگ نودونه عددی بر میان انگشتان ستبر ومردانه (به معنای بلوچی اش)نهاده شده بود وهرازگاهی صدای سین سبحان الله گفتنش شنیده میشد...انگارباچشمانی نیمه بازحواسش به اطرافش بود.(هی تی لوگ آباد بی !)اینوهمراه مان به او گفت.یعنی چی ؟ بلوچها می فهمند یعنی چی...(ادامه دارد)معاف کنید




سردار آساخان نه تنها بزرگ مرد ایل قنبرزهی بود که بلکه تنها بازمانده نسلی است که اطلاق اسطوره های بلوچستان سزاورشان است......







نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 1:29 بعد از ظهر روز 16 Aug 2010

تاحال درگیر کارهای پایان ناپذیر زندگی روزمره  شده اید؟ و میدانید که در گیرو دار کارراهرچه زودتر بپایان رساندن به چه معناست ؟...فشار کار و فشاردیسک کهنه وقدیمی ودرد دوباره .. فشار  براعصاب و....بناچار روی آوردن به قرص های اعصاب و قلب....وقتی به اینجا واین حد میرسی تنها امیدت به خداست و آمدن رمضان ...مهمتر از همه چیزی که ازکودکی عاشقش بودی..ویه آن عادت کرده بودی  نماز تراویح....سبحان ا... نماز جماعت براویح سنت حسنه ای که درد های روحی وجسمی ات  را التیام میدهد.                         

رمضان که می آید...امیدت به سلامت امیدت به زندگی و بالا تر از آن امیدت به شرکت در عبادات دسته جمعی بیشتر میشود...که درنهایت امید به عفو خطاهای دانسته ونادانسته ات..زنده میشود

افغانها لفظ خوبی برای کسانی دارند که از دیار خودشان دور هستند میگویند جلا وطن...

 نماز جماعتقران

 





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:49 بعد از ظهر روز 22 May 2010

مسئله خانه سازی درحاشیه شهرها مقوله ای است که درهرشهرکوچک وبزرگ وجود دارد .مطلبی را از وبنوشت بلوچ ۸۷۶ برایتان می آورم :همت آباد سابق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

((بجای مرحم ...ظلم نکنید)خانه هایی که برادران و خواهران مسلمانمان با هزار زحمت ، و خون دل خوردن ، با آرزوی داشتن سر پناهی محقر و ساده در دل ریگهای شرق زاهدان ، با تحمل بی آبی و نبود برق و با فقدان هر امکانات رفاهی و بهداشتی دیگر ، و با کمک زن و فرزندانشان آجر روی آجر گذاشتند ،تا در گوشه ای از زمین آباء و اجدادیشان ،در ایران اسلامی و زیر لوای دولت مهرورز وعدالت محور ، سقفی بالای سرشان باشد . و با وجود اینکه بارها به آنها گفته بودند که این زمینهای شما روستایی است و با شهرداری زاهدان هیچ ربطی ندارند ، اما عده ای از ماموران شهرداری زاهدان با همراهی و پشتیبانی چندین ماشین نیروی انتظامی مملو از سربازان مسلح ، و دو عدد بولدوزر و چندین کمپرسی ، با یورشی برق آسا و بدون هشدار قبلی سر صبح ابتدا اقدام به تخریب چهار دیواری منازل کردند و وقتی دیدند زنان و کودکان مظلوم و بی پناه کاری جز گریه و التماس از آنها بر نمی آید ، لذا ماموران شهرداری احساس قدرت نمائی کرده و بدون اجازۀ مافوق هایشان اقدام به تخریب اتاق های مسکونی این بیچاره ها نمودند ، در این بین مردم وحشت زده با کوشش طاقت فرسا و با عجله توانستند مقداری از وسایلشان را به بیرون از اتاقها پرتاب کنند ، تا شاید در این بین مقداری از وسائل ضروریشان را نجات دهند.))

عین همین مسئله دراستانهای دیگر اتفاق افتاده است منجمله در استان کرمان که استاندار اسبق سیستان وبلوچستان باقدرت درمقابل شهرداری -سازمان آب وبرق ایستاد ونه تنها خانه های مردم بر سرشان خراب نشد بلکه با کمال احترام وبا پشتیبانی امام جمعه شهر(آیت ا..جعفری) به خانواده های فقیر وحاشیه نشین انشعاب آب -برق وگاز!!!! اهداشد.

((استفاده (غير)مجاز از خدمات عمومي برای اثبات یک بام ودو هوا اینجا را هم بخوانید
    طي يك سال گذشته دادن خدمات عمومي همچون آبّ، برق و گاز به شهرك هاي حاشيه نشين كه هيچ گونه مجوز ساختي از شهرداري دريافت نكرده اند باعث جبهه گيري هاي متفاوتي بين مسوولان و دستگاه هاي اجرايي و خدمات شهري شده است. عده اي دادن اين خدمات را نقض قانون شهرداري و عده ديگر شروعي براي ساماندهي شهرك هاي حاشيه نشين عنوان مي كنند. اما آنچه در اين ميان مشهود است انشعاب هاي غيرمجازي است كه به طرق مختلف از آب و برق گرفته شده و هيچ گونه اقدام جدي توسط ادارات مربوطه براي جمع آوري آنها در شهرك هاي حاشيه نشين صورت نمي گيرد. استاندار كرمان در مورد دادن خدمات شهري به شهرك هاي حاشيه نشين گفت: ما سعي داريم وضعيت اين شهرك ها را با دادن خدمات عمومي ساماندهي كنيم تا آنها مجبور شوند براي استفاده قانوني از اين خدمات براي خانه هاي خود پروانه ساخت بگيرند. حبيب الله دهمرده با اشاره به اين كه دولت با دادن اين خدمات درصدد گسترش شهرك هاي حاشيه نشين نيست افزود: مديريت استان قاطعانه با گسترش حاشيه نشيني و زمين خواري برخورد مي كند و در اين زمينه از هيچ اقدامي فروگذار نيست. محمد جواد كامياب معاون عمراني استاندار كرمان نيز با اشاره به اين كه نمي توان مشكلاتي را كه شهرك هاي حاشيه نشين براي كرمان به وجود آورده اند ناديده گرفت و صورت مساله را پاك كرد گفت: ما بايد دادن خدمات عمومي را به ساكنان اين شهرك ها قانوني مي كرديم چون آنها بدون پرداخت هيچ گونه وجهي به صورت غيرمجاز از آب و برق استفاده مي كردند.))آدرس مطلب کامل (روزنامه جام حم )

باتشکرازحسن توجه تان. وباتشکرازوبنوشت http://www.baloch786.blogfa.com
                                         http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1990390





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:26 بعد از ظهر روز 6 Jan 2010

گدروزیا مهد تمدن کهن
(۱)گدروزیا (GADROZIA)عنوانی است که در تاریخ و کتاب مورخانی نظیر هرودت به مکران وبلوچستان اطلاق شده است . به حوزه فرهنگی هلیل رود که با وسعتی معادل 8450000 کیلومتر مربع در جنوب شرق ایران و کرمان واقع شده است نیز گدروزیا اطلاق میگردد
براساس بررسی ها و کاوشهای باستان شناسی صورت گرفته زندگی و حیات در این حوزه فرهنگی از دوران نوسنگی تا به امروز رونق داشته و دارد. کاوشهای علمی باستان شناسی در تپه های کُنارصندل الف و ب هرچند در مقایسه با وسعت و غنای این موزه فرهنگی اندک است ، اما دریچه ایست به شناخت و آگاهی ما از تمدنهای گذشته هلیل رود.
كشف اين الواح تمام تاريخ منطقه و دنيا را به هم ريخته است زيرا تا قبل از اين فرض بر اين بود كه در منطقه جنوبشرق ايران در دوران باستان سواد وجود نداشته است اما اين كشفيات خلاف اين ادعا را اثبات كرده است.
سوای آنچه که به غارت رفته است رازشباهت عجیب مواد اولیه روش ساخت وپرداخت و نقشهایی که در سفالهای بدست آمده درشهر سوخته –ارگ قدیم بم-وقلعه بمپور وجود دارد وآنچه که شما را چون من ذوق زده میکند این مهم است که نقشهای موجود بر روی سفالهای کشف شده در جیرفت وبم ومواد اولیه آنهاست زیرا این سفالها هنوز ودر دوران معاصر در گلپورگان ساخته ومورد استفاده قرار میگیرند وحدس نزدیک به یقین اینست که این سه حوزه اگر نگوییم حوزه حکومتی بلوچستان کهن بوده است لااقل حوزه هایی بوده اند که ارتباط فرهنگی وتجاری بزرگی با هم داشته اند. دکتر «یوسف مجید زاده» سرپرست کاوش های باستان شناسی جیرفت، معتقد است نقش سفالی که به عنوان منشا انیمیشن در شهر سوخته پیدا شده بود از این منطقه به وسیله تجار ویا کسان دیگربه شهر سوخته برده شده است.

 

مراسم درتهران برای جیرفت

(۲) گدروزیا (GADROZIA)عنوانی است که در تاریخ و کتاب مورخانی نظیر هرودت به مکران وبلوچستان اطلاق شده است . به حوزه فرهنگی هلیل رود که با وسعتی معادل 8450000 کیلومتر مربع در جنوب شرق ایران و کرمان واقع شده است نیز گدروزیا اطلاق میگردد. سرپرسی سایکس((Sir persi saex در مورد بلوچستان تحقیقات در خور توجه ای دارد.وقتی به تحقیقات اوکه مسیر سپاهیان اسکندر هنگام بازگشت از حوزه رود سند را مورد بررسی قرار داده است دقت کنیم اسکندر طبق مشاوره با سرداران خود (نظیر نئارخوس)از دو مسیرجنوب و شمال یعنی گدروزیا (بلوچستان کهن )و آراخوزیا (سیستان کهن)که از شمال تا شرق کوههای هیمالیا را در بر میگرفته است به پهره(ایرانشهر کنونی) میرسد .
حوزه امروزهلیل رود شامل شهرستانهای بافت ، عنبرآباد ، کهنوج ، منوجان ، رودبار و قلعه گنج است اکثر ساکنان بومی این مناطق به استثنای بافت در محاورات خانوادگی وخصوصی با لهجه ای صحبت میکنند که به جرات میشود گفت شاخه ای از زبان کهن بلوچی وریشه آن پهلوی باستان است.

راستی کسی میداند جیرفت چه سالی از بلوچستان منفک شد؟تابه بنده به باور برسم که گدروزیا کجاست ؟؟؟!!!!یک هزاروسیصدوسی وهشت اگرباشد فاجعه چه معنایی پیدا میکند؟





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:22 بعد از ظهر روز 9 Jun 2009

 

إش چؤداں که ماں مۓ گل زمین ایراني تها بلوچی زبانۓ وانگ ؤ نبیسگۓ جاگه إ نیست إنت اؤ هر چه هست ؤ نیست مۓ هم إ دپ په دپی گپّ ؤ تران إنت که سینءَگ په سینءَگءَ گرد إنت اؤ په دگران‏‏ءَ رس إنت، اؤ چه دگه دیم إ مۓ وانوگران چه بلوث إنت اؤ چه ملوث إنت گؤن دگ‏ءَ لبزانی گپّ ؤ گال هور تهور بوتگ إنت، إ پیم که بلوچی زبانءَ کم کم وتهی جاگهء َ په دگءِ زبانان داتگ اؤ بلکّل شموشگ بوتگ؛ إ ترس ؤ بیمءَ روت إن که تاں آیوکین چنت سال دگءَ چه مۓ ماتهی زبانءَ هّچ پد ؤ رندإ ممان إیت.
بلوچی زبان چه یک دیم إ گؤن پشتؤ اؤ پارسی دری - چه یک دیم إ گؤن اردو اؤ سندی اؤ پنجاپی – چه یک دیم إ گؤن عربی اؤ انگلیسی اؤ چه دگءَ دیم إ گؤن پارسی بّر وارتگ اؤ هؤر بوتگ .
ماں مۓ هند اؤ دمگءِ تها بلوچی گپانۓ یل دیگ اؤ دگءَ زبانۓ گپانۓ زورگ یک شّرین کارإ بوتگ که إ یکّءِ چه ما آپت ؤ نادراهیءِ علامتّ إنت.
إ مۓ اؤ شمۓ ذمّه واری إنت تاں په وتهی ماتهی لبز ؤ زبانۓ دارگءَ جهد اؤ کؤشست بکن إین اؤ اوّل ماں جندۓ لؤگ ؤ دوار آیرءَ پکار بگرإین گّڈا چه وتهی نزدیک إین سیاد ؤ وارثان بلوٹ إین که هنچؤ بکن إنت.
په هم إ بابتءَ چنت سادگ إین اؤ آسان إین رد ؤ رهبند شمۓ نیمگءَ پیش کنگ بیت:
یکّ : بلوچی رادونۓ برنامگءَ دلگوش کن ‏أَگ که هر شپی 8 شنگ ؤ تالان بیت.
دو : بلوچی نبشتانک اؤ لبزانکانی وانگ ؤ آیانی کدیمی گپ اؤ گالۓ یاد گرگ.
سۓ: گون بلوچی زبانءَ حّط ؤ نامگۓ نبیسگ اؤ شنگ ؤ تالان کنگ په وتهی دؤست ؤ سنگتان هؤرگؤن موبایل ، ایمیل اؤ یا وبلاگ .
چار: بلوچی بتل ؤ متلانۓ یاد گرگ اؤ پکار بندگ .
پنچ: پیرإین مهلوکانی کّر ؤ گورءَ نندگ اؤ آیانی گپانۓ دلگوش دیگ هنچو که پیرؤک ؤ واجه اؤ بّلؤک ؤ بی بی .
( شمۓ منّت وار : مریدان سلطان بابا حاجی

مطلب فوق به درخواست یکی از همکاران وب نویس در سایت گنجانده سده است بدون کم وکاست.

اصل درخواست (واجه شه بخش سلام علیکم - وبلاگ کاملا مفیدی دارید - تبریک میگم.
اگر صلاح دونستید مطلب ذیل را در وبلاگتان نمایش دهید . ضمنا نظرتون را راجع به تبادل لینک جویا هستم.)





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:2 بعد از ظهر روز 8 Jun 2009

میدان مالیه زاهدانپلاژ تیسس



نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:20 بعد از ظهر روز 7 Jun 2009

چهل و نه سال بعد از اولین تجربه مناظره تلویزیونی انتخاباتی در جهان، مردم شهرهای بزرگ ایران در برخورد با اولین مناظره مستقیم تلویزیونی دو رقیب انتخابات ریاست جمهوری، بعد از تماشای گفتگوی جنجالی محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی به خیابان ریختند و تا نزدیک سپیده دم جدل های مناظره را ادامه دادند. این صحنه ای است که هنوز اکثر کشورهای شرقی موفق به دیدارش نشده اند.

 مناظزه

اولین تجربه جهانی، مناظره تلویزیونی ریچارد نیکسون، نامزد حزب جمهوریخواه آمریکا با جان اف کندی، نامزد حزب دموکرات در انتخابات سال 1960بود. دو رقیب انتخاباتی شب قبل مطابق نظرسنجی گالوپ شانه به شانه بودند و در برخی از موارد ریچارد نیکسون پیروز می نمود. اما بعد از مناظره، نظرسنجی ها نشان می داد مردم آمریکا با اختلاف ده امتیاز کندی را برگزید.

مارشال مک لوهان، استاد کانادائی علم رسانه ها و نویسنده آینه های جیبی که از وی به عنوان بزرگ ترین کارشناس این رشته یاد می شود و کتاب ها و جزوات درسی وی هنوز اعتباری جهانی دارد، در تقطیع صحنه های مناظره تلویزیونی کندی و نیکسون از حرکات دست و صورت کندی، تخته تیره رنگی که پشت وی قرار داشت، و تواضع و متانتی که در گفتار وی بود به عنوان عوامل اصلی جلب رای موافق مردم به عنوان نکته های تاثیر گذار سخن رانده است.

-بنقل ازسایت بی بی سی فارسی بقلم مسعودبهنود





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 1:25 بعد از ظهر روز 6 Jun 2009

باسلام  عکس هایی ازبلوچستان گذاشتم لطفابرای رویت کامل عکس آنرا ابتدا ذخیره نمایید. 

                                         باتوجه به حق حداقل صاحب اثر(نگارنده )

تقاضادارم عنوان وبلاگ درهنگام استفاده

                                                درج گردد ./.

                                                                       باتشکر م.شه بخش





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 1:11 بعد از ظهر روز 6 Jun 2009

khash baloochestan



نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:52 بعد از ظهر روز 6 Jun 2009

پاک کردن ماهی

ماهیگیران فقیردرچاه بهار قدیم-پاک کردن ماهی





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:47 بعد از ظهر روز 6 Jun 2009

باسلام  مدت ها است که دوستان بلوچ ودوستداران طبیعت بلوچستان ازبنده تقاضاداشتند که دروبلاگی که عنوان پاک بلوچستان رابرخود دارد عکس هایی ازبلوچستان بگذارم این درخواست به  دلایلی به تعویق افتاد با این حال تقاضادارم باتوجه به حق حداقل صاحب اثر(نگارنده )تقاضادارم عنوان وبلاگ درهنگام استفاده درج گردد ./.باتشکر م.شه بخش





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:40 بعد از ظهر روز 6 Jun 2009

چاه بهار



نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:35 بعد از ظهر روز 6 Jun 2009

ماهی گیران  چابهار قدیم -





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 11:41 قبل از ظهر روز 31 May 2009

 


به قلم: مهندس عبدالسلام بزرگ زاده

جامعه اهل سنت ایران علی الخصوص اقوام ایرانی به ویژه قوم بلوچ به دلیل عدم مهرورزی دولت نهم با آنها که ناشی از انسجام انتخاباتی و همراهی با رقبای دولت نهم بود هزینه سنگینی متحمل شد. کمترین آن پرونده سازی و معرفی به مراجع قضایی و بیشترین آن تخریب حوزه های علمیه و زندانی علمای اهل سنت بود به همین دلیل تمایل چندانی برای حضور گسترده در انتخابات دهم ریاست جمهوری ندارد. هر چند معتقدند که تنها فرصت مناسب برای بیان مطالبات و طرح مشکلات قومی و مذهبی را نباید از دست بدهند به همین جهت با تمام کاندیداهای ریاست جمهوری همانند دوره های گذشته مذاکراتی را داشته و منتظر پاسخ مناسب هستند. اما آنچه برای جامعه اهل سنت و اقوام ایرانی مهم است در درجه اول انسجام انتخاباتی اهل سنت همانند دوره های قبل و بعد از آن احترام گذاری و منزلت اجتماعی به عنوان شهروند درجه یک ایرانی . در این دوره آنچه مسلم است تمام کاندیداهای مطرح دریافته اند که اقوام ایرانی فرصت هستند نه تهدید و اهل سنت نیز فرصت ویژه ای برای تعامل ایران با جهان اسلام و از طرفی رای اقوام و اهل سنت نیز برای پیروزی در انتخابات سرنوشت ساز است. اما برخی از کاندیداها حاضر نیستند حتی برا ی جلب رضایت معمول انتخاباتی اقوام و اهل سنت را حتی در زمان کوتاه انتخابات مشارکت دهند پس چگونه می توانند پس از پیروزی شعارهای عوام فریبانه خود را که در بیانیه ها و همایش های تبلیغاتی تحت عناوین فریبنده همانند همایش اقوام ایرانی اجرا نمایند. اقوام ایرانی و اهل سنت ایران علاوه برعمران و آبادانی که وظیفه ذاتی دولتها برای همه شهروندان ایرانی است منزلت اجتماعی و حق شهروندی به عنوان شهروند درجه یک را تقاضا دارند. زیرا در عمل چنانچه به آنها اعتماد شود خود نیز در عمران و آبادی کشورشان  مشارکت خواهند داشت و شعارهایی که امکان اجرایی شدن آنها وجود دارد را انتخاب خواهند کرد.

 





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 2:3 بعد از ظهر روز 27 May 2009

بعضی ازسایتها مردم استان سیستان وبلوچستان را ازشرکت درانتخاب رییس جمهوری منع وحتی تهدید کرده اند .

 البته برای نشان دادن اعتراض به وضعیت موجود ممکن است راهکاری کوچک باشد اما نه برای قاطبه مردمی که به عنوان بلوچ درکشوری بنام ایران زندگی میکنند زیرا این موضوع نه تنها مشکلی راازدوش مردم این سامان برنخواهدداشت بلکه بهانه بدست کسانی خواهدداد که منتظرفرصتی هستند تابرای منافع شخصی خویش اموال اندک مردم رابه هربهانه ای مصادره میکنند.

شاهدمثال زمانی بود که به دلیل درگیری های بین تجارموادمخدرونیروهای نظامی ؛ ماشین مردم فقیر در ایرانشهر به این بهانه وباسو استفاده ازقانون ازکجاآورده ای؟!!مصادره میشد ماشینی که باهزارقرض وقوله ازبندرآزاد به اقساط خریده شده بود !!

مثالی دیگرانتخابات چهارسال قبل است .

درمرحله اول انتخابات چهارسال قبل  درتهران  بنده شاهدصفی به اندازه یک کیلومتربودم که منجربه کشیدن انتخابات به دوردوم شد امادرمرحله دوم صفی وجودنداشت امارییس جمهور با حداکثر آرا انتخاب شدوچهارسال ازآن تاریخ میگذرد .

بیاییم اعتراض هارادرقالب مدنیت ابراز کنیم وبرای فرصت طلبانی که منتظربهانه ای هستند فرصت ایجاد نکنیم.

شماتت تان رابجان می خرم چون دوستتان دارم -کوچک همه شما

                                                                             م-شه بخش





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 12:40 بعد از ظهر روز 11 May 2009

درست چهار سال پیش بود که خبرگزاری های مختلف داخلی و خارجی از شهید یا کشته شدن سه جوان خبردادند(سه نوجوان به اسامی حمید نوتی زهی 15 ساله، روح اله نوتی زهی 16 ساله و مسعود شه بخش 18 ساله در تاریخ 2.11.84 (22 ژانويه 2006) سوار بر موتوری برای عیادت پسر عمویشان به بیمارستان تامین اجتماعی می رفتندتوسط پرسنل  نیروی انتظامی که فاقدلباس فرم وماشین  انتظامی بودند به رگبار بسته شده ودونفرشان در دم کشته ویکنفر دربیمارستان ازمرگ حتمی نجات یافت  ...)

کنون چهارسال میگذرد اززمانی که روزنامه وزین کیهان وخبرگزاری وزین تر ازآن -انتخاب پیش ازتشخیص دادگاه ازاشرار بودن آین اطفال بی گناه خبردادند اما اکنون پس ازگذشت چهارسال با حکم شماره ۴۳۸۸تاریخ ۵/۲/۸۸شعبه دو دادگاه نظامی سیستان وبلوچستان نه تنها این عزیزان تبرئه شده بلکه به اشتباه هات نیرو مبنی بر عدم استفاده از مامور در لباس رسمی و شلیک نابجا اذعان گردیده است ....حال باید پرسید که عمل ماموران راچگونه توجیه خواهند کرد .....اکنون باید بدورازهرگونه تعصب وجانبداری تهمت های کیهان وخبرگزازی انتخاب بوسیله چه کسی جبران خواهدشد اکنون باید پرسید که :

(حمید جان 15 ساله، روح اله جان 16 ساله و مسعود شه بخش جان 18 ساله...بای ذنب قتلت)

 

آیا کسی هست که به این ندای خانواده های داغدیده جواب دهد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 عجیب ترازهمه انکه اسلحه ای را در محل به وسیله مامور گداشته شده وبه عنوان وسیله ارتکاب جرم ازآن یادشده بود را چگونه توجیه خواهند نمود (دردادنامه آمده است که :

بااستناد اصل ۳۷مامورین متهم تبرئه وآمده است که باتوجه به شکایت ائایای دم مقتواین وشکات مجروح حادثه مبنی برمطالبه دیه هرچندکه کشف یک قبظه کات درصحنه که بعض ازمامورین آنرابه راکبین موتورسیکلت مذکورنموده اند قزینه ظنی برتقصیرآنهاست ....

درادامه آمده است : لیکن چون استفاده ازسلاح مکشوفه توسط مقتولین ومجروح حادثه(حمید  15 ساله،  مسعود  18 ساله وروح اله  16 ساله )بعلت فقد ادله اثباتی کافی قابل استناد نیست ....) آیا در این کشور چیزی بنام قانون وجود دارد اگروجود ددارد چگونه این داغ ازدل عبدالله شه بخش پدر مسعود و حبیب الله پدر دونفردیگربرداشته خواهدشد باتبرئه نمودن مامورین وباتوجه به عدم ثبوت تقصیر مقتواین طبق دادنامه ...

من نه تنهاشرم میکنم که در مملکت من این اتفاق افتاده است بلکه  عدم احساس امنیت

دراین ناکجا آباد راباصدای بلند اعلام میکنم شما چطور؟؟؟؟





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 1:46 بعد از ظهر روز 6 May 2009

 

                                                         m h mosavi               

سفر میرحسین موسوی به استانها و ملاقات با مردم اتفاق  تازه ای نیست اما درکنار این ملاقاتهای مردمی نشریه ای بانام جنبش به صاحب امتیازی ومدیر مسولی ب.ادبی با پسوند پایگاه نسل چالشگر مطلبی منتشرودرمیان نردم توزیع کرده است که حکم تخریب را دارد همان کاری که بزرگان انقلاب همه را ازآن نهی کرده اند.

عنوان غلط انداز و دوپهلوی آن اینست :آقای موسوی من به شما رای میدهم چون .....

((آقای موسوی من به شما رای میدهم به خاطرسالهایی که نخست وزیر بودید ومن ندیدم..؟

آقای موسوی من به شما رای میدهم ..به خاطرصف های طویل کوپن!!

به خاطرسهمی که دردوم خرداد داشتی ......

اماآقای موسوی اینجا دانشگاه است وهمه مثل من نیستند!!

به دانشگاه نیا!!!!دانشگاه هنوززنده است وهنوزدانشجو میمیردذلت نمی پذیرد...))

جالب است که این نشریه داخلی دانشجویی اززرتشت هم افاضاتی آورده اند که اظهارات کوته بینانه اش رارنگ ملی هم بدهد.....

برادران ملی غیرملی - مذهبی وغیر مذهبی - لطفا آرام ترمز نبرید ....آخرشاهنامه هنوز مانده .....

علامتهای تعجب وسوال ازنکارنده این وبلاگ میباشد.

                                                     باتشکر م. شه بخش

 

 





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 1:10 بعد از ظهر روز 14 Mar 2009

 یکی ازمطالب که بسیاری ازآن استقبال کردند بنام بهار ۱۳۸۸

آنرا دوباره درپست میگذارمم به امید سالی پربار وپرامید

برای بن بست شلوغ ... برای دکه... برای وحدت طلب ...برای همه

برای امید رودخانه های بلوچستان   هم ....

bahar gah az shastoni

ازسرحد بلوچستان                         

همیشه درسفربه جنوب ازسرحد بلوچستان میگذشتیم

وبه مکران پامیگذاشتیم

همیشه درسفربه بلوچستان  سرحد فراموش میشود

برای یکبار هم که شده بلوچستان را

در سرحد ات شمال

یعنی دومک ؛ شورو ؛ گلوگاه

کلچات ؛ سمسور ؛ شور شادی

تجربه خواهم کرد

 

تجربه خواهم کرد

شورَُ شادی را

خواهم دید

آنجاراکه دوخط  ناکشیده قطار

بهانه ای شد برای دیدارش

 

سفربه پیرسوران  !

سفربه اصالت محض !!

سفربه منزل شاه سواران

سفربه منطقه ایل سومال زی

دربهترین فرم بودنش - درتاریخ

 

سفربه ناشناخته ترین جغرافیای ممکن

 

جایی که اصالت  به جرم حمل گازوئیل

جایی که مردانگی وغیرت

جایی که جان به قیمت نان

ارزان شده است .

جایی که افریقای ایران است

 نه به بدیل خشک سالی !

جایی که معمای ایران است

نه به دلیل سرفرازی

……..

 

سلام پدر

...........

پدری بادستان مردانه

وچهره ای خشن

یادآور ایستادگی درمقابل

انگریز - فرنگی ها

درزمان خواب رضای مثلن قلدر

پدری بامتانت رییس ایل

 

« سردارجمعه خان اسماعیل زهی »

همان که برادران بلوچش را به ژنرال دایر

وانگلیس نفروخت

همان که باژنرال انگلیسی جنگید

همان که حاضرنشد به پناهندگی

تن دردهد

همان که گفت:

 بجای پناهندگی به فرنگ

اگرکفتارهای وطنم وحتی رضاخان

بدرندم بهتر است

 

همانکه داغ اعدامش

به دل تبعیدی جزیره موریس ماند

همانکه خلف رضاخان اورا

سردار مرزدار نامید

همانکه به خاطر وطن

 شه بخش شد

 

آه ای پدربزرگ تنها

دعاها ونمازت را دردل کویر

یادنکرد

جزآن گابریل کلیمی

آلفونس گابریل …….

اسمی که شاید شنیدن آن

تکانی از سرخنده به محاسن سفیدت بدهد

یادت است

 زمانی که باران هنوزمی آمد

گابریل دردومک  بود

همانکه بااوهمسفره نشدی

که مذهبت اجازه نمیداد

اوتورا ندید اما

اما دروصفت آنقدرگفت که

مااهل قلم وکتاب آنرا مبالغه مینامیم

ازنمازت در کویر

ازمردانگی وغیرتت

ازقول    وپای قسم نشستنت…..

همان که با "عبورازصحاری ایران"

میهمانت بود !

 

بابوجان بچه ها…….

اکنون چرا همه چیزدیگرگون شده

بقول خودت زمانه چپه شده؟

اکنون نامت همچون نازینک های زنان ایل

ازیادها رفته است!؟

اکنون دستانت همچون دلَُ و زمینُ و کشت وکارت

 سردَُ وکم رمق اند

اکنون شماهستی ومویه های پنهان مادر

 

وشما نگاه میچرخانی ….

به من……………..

 ازنگاهت شرم میکنم

و     دستت رامیبوسم

 

 : ببخش مرا پدر

قصد دلجویی ندارم

 

پدربلوچم…

کاش احساسم جایی برای تفکر میگذاشت

نمیدانم تا کی ..؟

اما میدانم روزی تو بازخواهی گشت

بااسبی دیگر...که نه  باجمازی دیگر

باشکوهی بیشتر از پیش

بالهجه ات   بازبان  قومت  

که مثل زبان دری تاجیکی

 ناب وصمیمی است

 با اینـجی پرازسُهُورُ و پُهل

با زبان بلوچی ناب سرحدی

وبا نی ای که آوازش سالها

ننواخته   سینه ی دل سوخته ای را

 

راستی بابای بلوچم…….

هنوزتلارهایت کبک دارند

کل ومیش بره هایت درچرایند؟

ناورهایت آب دارند؟

نازحاتون میانتیر گدامش

ایزک شیرش

 برقرار است؟

 

هنوز هم از پی چًـ وً ل گدامش

دود  بهار میزند بیرون ؟

سیاه چاجوش روی کته پا

هنوزبیتاب چوپان مانده است؟

 ..  ..

 ..  ..

نگاهت را بر نمیتابم اگر جوابم رابانگاهی بدهی که

آه ه …ای ای….ای

 

 





نویسنده : محمد شه بخش ; ساعت 11:12 قبل از ظهر روز 27 Jan 2009

چرادرختان کهور وکلیروکنار سیصدساله بلوچستان راقطع میکنند؟

استان سیستان وبلوچستان علاوه براینکه درسالهای گذشته دچارقهرطبیعت ازنوع خشکسالی بوده استدچاراقدامات متناقض بااصول زیست محیطی منطقه توسط برخی مسئولین گردیده است.*

براساس تصمیم رییس جهادکشاورزی استان یکصدوپنجاه هکتار(150 هکتار)اززمینهاورویشگاههای جنگلی درمناطق حفاظت شده باهوکلات که دارای درختانی بابیش ازسیصد(300سال) عمر میباشد ریشه کن شده است وبنابرتصمیم آن ارگان محترم پاک تراشی گردیده است.

اینکه به بهانه اشتغال زایی برای زنان سیصد هکتاردیگرنیزقراراست باموافقت منابع طبیعی استان پاک تراشی شود بسیارموردسوال است زیراازیکسوبطورمشخص برای اشتغال زایی این قشرازجامعه راهکارهای بهتری وجوددارد وباتوجه به این امرکارشناسی لازم دراین زمینه صورت نگرفته است وبراساس استعدادشناسی خاک منطقه تصمیم گیری نشده است .عکس تزیینی است

جالب است بدانیم که استان سیستان وبلوچستان به صورت عمومی دراذهان مردم ایران منطقه ای کویری فاقددرخت وگونه های گیاهی وجانوری است امادرواقع اینطورنیست  آنچه اتفاق افتاده ناشی ازخشکسالی های سالیان اخیراست  که بیشترمناطق جنوب کشوررافراگرفته است.ازسوی دیگردراستان کرمان که آشکارابخش عظیمی ازکویرلوت درآن قراگرفته است باتلاش مسئولین چنان این استان راازکویربری نموده است که دراذهان عمومی خلاف واقع شکل گرفته است ومسئولان ماتصمیم های نادرست اینچنینی بادست خودجنوب استان را نه تنها دراذهان بلکه درواقعیت به کویرتبدیل خواهیم نمود.

باتوجه به گزارشهای مردمی درروزنامه ها ازجمله روزنامه همشهری مردم ازاین کارراضی نبوده ومشکل بیکاری زنان وجوانان ازاینطریق مرتفع نخواهدشد زیرا این زمینها درقبال دریافت قیمت آن واگذارخواهندشد که بسیاری ازافرادبومی توانایی پرداخت آنراندارندواضح است که  قطع درختان باعث فرسایش خاک منطقه شده ومشکلات صدچندانی راایجادخواهدنمود.

حال چرادشتهای حاصل خیززرآباد وگوهر کوه وبسیارجاهای دیگردرحاشیه دریای مکران  که هنوز کشف !نشده اند رهاشده وبه جنگلها ی باارزش باهوکلات که تک درخت درآن ازنقطه نظرکشاورزی وزیست محیطی ارزش بسیاری دارد ؛ قرعه به قطع درختان صورت گرفته است ؛ شایسته است به ابهامات بوجود آمده توسط مسئولین جهادکشاورزی ؛ منابع طبیعی وحتی محیط زیست پاسخ درخورداده شود. 

 *-یادمان نرفته که دراوج خشکسالی اندک آب مانده در زه -های باهوکلات که محا زیست نادرترین نوع تمساح درجهان بود به مصرف موزستانهای برخی میرسید که ازطبقه ازمابهتران بودند.